This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Monday, June 10, 2013

دوستی با حقیقت



 
 
 
سالها قبل در دره ای زیبا مرد جوانی زندگی می کرد. دره ای که، بسیاری از لحظات خوش کودکی و نوجوانی او را به یاد داشت، حالا به مکان غم انگیز و دلسرد کننده ای برایش تبدیل شده بود. مرد جوان ، هر روز به قله ای که درست مقابل او بود چشم می دوخت و آرزو می کدد برای دست یابی به زندگی بهتر از دره به سوی قله رهسپار شود. اما خانواده اش او را از این کار منع می کردند، آنها به او توصیه می کردند بهتر است به زندگی راحت و بی دغدغه اش در دره بچسبد و سختی رفتن به قله ی بلند را بر خود متحمل نسازد. اما او می دانست که مثل پدر و مادرش به زندگی نمی نگرد، پس روزی دل را به دریا زد و ترس هایش را کنار گذاشت و رهسپار قله شد. سفر بسیار سختی بود ، اما او تسلیم شرایط سخت نشد و با اراده محکم و تلاشی خستگی ناپذیر به راهش ادامه داد تا سرانجام به قله رسید

 وقتی به قله رسید، دیگر خورشید غروب کرده بود و شب فرا رسیده بود. او دوست داشت غروب آفتاب را از قله به نظاره بنشیند . اما مثل اینکه خیلی دیر رسیده بود. با تأسف گفت : « از دست دادمش». پیرمردی که در نزدیکی او ایستاده بود ، ستارگان درخشانی را که در آسـمان چشمک    می زدند ، به او نشان داد و از او خواست برای مدتی این منظره زیبا را به نظاره بنشیند. پیرمرد از مرد جوان  خواست تا بیشتر به قله ها و دره ها بیندیشد. او گفت:« باید بدانی، برای هر کسی، در هر جایی، کاملاً طبیعی است که در زندگی با قله ها و دره هایی روبرو شود، این بخشی از انسان بودن ماست. قله ها و دره ها همان پستی ها و بلندی هایی هستند که در زندگی روزمره با آنها مواجه می شویم و البته احساسات ما در ظهور قله ها و دره ها نقش  تعیین کننده ای دارند. این برخورد و نگرش ماست که می تواند دره ای را به قله و قله ای را به دره تبدیل سازد. زمانی که به بالای قله رسیدی به جای شادی برای فتح قله ، فقط در فکر آنچه از دست داده بودی ، بودی و این قله تو را به دره مبدل ساخت. همچنین  احساس خوب و نگرش مثبت هنگام اقامت در دره، امکان دستیابی به قله را برایت آسانتر می سازد

به یاد داشته باش که، دره ها و قله ها با هم در ارتباطند و نمی توان آنها را از هم جدا کرد. اشتباهاتی که تو در روزهای خوب و لحظات خوش زندگیت انجام می دهی .، اوقات بد آینده تو و دره های زندگیت را می سازند. همچنان که اگر در اوقات بد زندگی ، ریشه مشکلاتت را بیابی و به انجام آنچه بیش از همه برایت مهم است ، بپردازی . اوقات خوش اقامت تو در قله بزودی فرا خواهد رسید. مهم ترین نکته این است که بدانی دره زمانی به قله تبدیل خواهد شد که نکات خوبی را که در اوقات بد تو پنهان هستند بیابی و از آنها برای ساختن قله ها استفاده کنی

سپس مرد جوان با کوله باری از آموخته های جدید به دره بازگشت، او این بار با دیدی متفاوت دره را می دید. دوباره آرزوها و آمال گذشته خود را به یاد آورد و تصمیم گرفت با نگرشی جدید به زندگی اش نگاه کند. با این نگرش به لحظات بد زندگیش در دره پایان دهد و لحظات خوش آینده برای اقامت طولانی مدت در قله را بسازد

پارمیس ! این بخش کوچکی از کتاب « دره ها و قله ها » نوشته « دکتر اسپنسر جانسون» بود. در ابتدا قصد مطالعه کتاب دیگری را داشتم . اما نام نویسنده کتاب توجهم را به خود جلب کرد، سالها قبل « چه کسی پنیر مرا برداشت؟» را خوانده بودم. آن کتاب برایم بسیار جالب و آموزنده بود. فکر کردم ، این کتاب نیز در شرایط کنونی می تواند برایم مفید بوده و به من انرژی دوباره ببخشد

داستان کتاب و نکته هایش به قدری جالب و خواندنی بود که در حین مطالعه و پس از اتمام کتاب تا مدتی ذهنم را مشغول کرده بود.« دره ها وقله ها» . من نیز در زندگیم  قله ها و دره های زیادی را تجربه کرده ام . حالا می دانم وجود قله ها و دره ها در زندگی هر شخصی کاملاً طبیعی است. فقط باید سعی کنیم ، اوقات اقامت در قله ها را طولانی تر کنیم و همیشه چه در اوج قله و چه در قعر دره حقایق را ببینیم. به جای فرار از حقایق با آنها روبرو شویم و از حقیقت برای خودمان یک دوست خوب بسازیم. با یافتن نکات مثبتی که در اوقات بد زندگی وجود دارد، می توانیم زودتر از دره خارج شویم . قدر روزهای خوب زندگیمان را بدانیم و آنها را خوب مدیریت کنیم و برای رسیدن به قله بعدی از پنداره محسوس( تصویر سازی ذهنی) بهره بگیریم. یادت باشد که غرور سبب سقوط از قله و ترس سبب ماندن در دره می شود. پس به تکبر بی جا و ترس بی مورد برای همیشه بگو بدرود

تا نامه بعد، بدرود                                                                                                
               M.T                                                                                                   

 
 

دردی که در دره آزارت می دهد، می تواند تو را هشیار کند تا حقیقتی را ببینی که نادیده اش گرفته ای


وقتی روی قله قرار داری، از باور اینکه همه چیز بهتر از آنی است که به راستی است ، بپرهیز
و
وقتی در دره هستی از باور اینکه همه چیز بدتر از آنی است که به راستی هست، بپرهیز



از حقیقت برای خودت یک دوست بساز

می توانی خیلی زود از دره خارج شوی؛ به شرط آن که
بتوانی فقط به فکر خودت نباشی
 در کار با خدمات بهتر
در زندگی با بخشیدن عشق بیشتر

  

دره من ، ترس من است


Peaks and Valleys
by
Spencer Johnson,M.D.









 

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com