This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Monday, April 21, 2014

ضعفی که تنها برگ برنده ی توست


Happy Easter
_________________________________________________

پسر کوچولویی که پس از تصادف دست چپش را از دست داده بود ، به پدرش گفت :" می خواهم جودو یاد بگیرم ." همه متحیر شدند ، اما پدرش با خوشحالی پسر را نزد استاد سامورایی برد

در برابر شکست ، سه کار از ما ساخته است
از آن فرار کنیم
آسیب ببینیم
 یا از آن موفقیت بسازیم


سه ماه گذشت و استاد تنها یک حرکت به پسرک آموخته بود . پسر از استاد پرسید :" من به درس جدیدی نیاز ندارم ؟" استاد پاسخ داد :" این تنها حرکتی است که تو به آن احتیاج داری ." چند ماه بعد سامورایی پسر را به نخستین مسابقه برد

نتیجه حیرت انگیز بود . پسرک تمام حریفانشان را یکی پس از دیگری شکست داد و به مرحله ی پایانی رسید. در مرحله ی نهایی نیز حریفش را که بسیار قوی تر و با تجربه تر از او بود به سادگی شکست داد و در میان بهت همگان قهرمان شد

پس از قهرمانی پسر از استاد پرسید :" چطور با دانستن تنها یک حرکت قهرمان شدم ؟"
سامورایی با خنده پاسخ داد :" پسرم ، من سخت ترین حرکت جودو را به تو آموختم ، تنها راه دفاع در برابر این فن گرفتن دست چپ مهاجم است و از آن جایی که تو دست چپ نداری حریفت در برابرت چاره ای جز پذیرفتن شکست نداشت.نداشتن دست چپ یعنی آن چه تو به عنوان بزرگترین ضعفت فرض می کردی ، بزرگ ترین نقطه ی قوت تو بود."

یاد بگیرید ، چگونه از درد و لذت استفاده کنید
نه این که درد و لــــذت از شما استفاده کند

همه ی ما نقطه ضعف هایی داریم ، و همواره می کوشیم نقاط ضعفمان را بپوشانیم تا دیگران به آنها پی نبرند و باور نداریم که بزرگ ترین ضعف ما می تواند در مقام بزرگترین قدرت ما ظاهر شود ؛ اگر یاد بگیریم از درد استفاده کنیم ،ناتوانی هایمان را به عنوان امتیازی برای خود در نظر بگیریم و به جای مبارزه با ضعف ها ،اندیشیدن درباره ی آنها ، رنج بردن و بزرگ کردنشان که سبب پایین آمدن روحیه و اعتماد به نفسمان می شود، آنها را برگ برنده و تنها شانس پیروزی در کارزار زندگی به حساب آوریم


کتاب :هیچ گاه ، هیچ وقت ، هرگز تسلیم نشوید : ری آریا
                                                                           M.T
ضعف ها مثل آکنه روی صورت هستند ، اگر شما بی تفاوت از کنارشون رد بشید و بگید ، خب همه ممکنه صورتشون جوش بزنه شاید کمتر کسی متوجه جوش صورتتان بشه ، اما اگه خودتون همش درباره اش فکر کنید و غصه بخورید ، همه می گن : چه جوش وحشتناکی ! این نظر من نیست ، چند وقت قبل داشتم نظر چند تا از هنرپیشه ها و خوانندگان مطرح هالیوودی را در مورد پوست صورتشان می خواندم ، بیشترشون همین اعتقاد رو داشتند ، به خودت ارزش بده و ضعفهایت رو بیش از حد بزرگ نکن ، برعکس از اونها استفاده کن
____________________________________________________

ناپلئون هیل در کتاب " بیندیشید و در آرامش ثروتمند شوید "درباره ی  پسرش بلیر، که بدون گوش به دنیا آمده بود ، می گوید : " ما او را به مدارس معمولی فرستادیم ، موهایش آن قدر بلند بود که گوش هایش را می پوشاند و بچه ها مسخره اش می کردند . بنابراین موهایش را کوتاه کردم و به او قبولاندم اگر مردم به مشکل تو پی ببرند به نفعت خواهد بود ، همین طور هم شد ، طولی نکشید که او احساس نمی کرد که با کسانی که گوش دارند فرق دارد. شاید من از توماس ادیسون الهام گرفته بودم که ناشنوایی اش را به جای مصیبت به یک نعمت و امتیاز تبدیل کرده بود ، من هرگز آثار آزردگی و یا نومیدی در چهره ی این مرد بزرگ ندیدم ."

________________________________________________________________________________



M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com