This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Thursday, May 15, 2014

مذاکرات دوستانه است فقط چند اختلاف کوچولو با هم داریم ( جاسازی پست های گوگل پلاس و فیس بوک در وبلاگ

_____________________________


" بارانی از بنفشه گرفت ، آه ... پشت بنفشه ها تو نبودی
یا بـــــــودی و صدام نکردی ، یا گـــــــریه ی مرا نشنودی "

سلام ، بوی باران را حس می کنی ؟ انگار سطر سطر این نامه را با عطر یاس ، آواز پرندگان ، میو میو ی پیشی ها ، صدای رهگذران خیابان ، صدای ویراژ ماشین ها  و خش خش کاغذ کتابها نوشته ام

_______________________________________
اتفاقات هفته ای که گذشت




" لطف خداوندی هوا را کرده ســـرشـار
لطفی که گویی می دمد شـــادابی جان ."

بیست و سوم اردیبهشت : میلاد حضرت علی ( ع) ، روز پدر و روز مرد

اگر چه اتحادیه ی جوراب فروشان پیش بینی هفته ی پر رونقی را برای اعضای صنف خود کرده بود ، اما در برابر خواست خدا جز صبر و شکیبایی چه می توان کرد؟ با نهایت تأسف مطلع شدیم که به دلیل کسری بودجه ی بسیاری از خانوارهای ایرانی ، امسال پدران دوست داشتنی چاره ای نداشتند جز این که یک وصله ی کوچولوی جدید به جوراب روز پدر سال قبل بزنند  و یکسال دیگر با جورابهای وصله دار امیدوار به روز پدر سال بعد در پی کسب حلال بدوند
چه کسی می داند ؟ نه تو ، نه من ! شاید بارانی در راه باشد ! این بار البته باران طلا

____________________________________




" باشد ، اگر تو می توانی
آسوده باشی و بخندی
برخیز و با هرکس که می خواهی بخند و شادمان باش!
اما اگر از بغض می گیرد گلویت
تنها برو ، در گوشه ای بنشین ، نهانی
گریه کن و آزرده جان باش!"

بیست و سوم اردیبهشت : یک خبر واقعاً غم انگیز

مرحوم سید علی سمنانی ، تهیه کننده ی " ساعت خوش" در قطعه ی هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.  بی شک ساعت خوش جزء یکی از بهترین مجموعه های طنز دهه های اخیرتلویزیون  بوده است . من که هرگز نمی توانم موج شادی که ساعت خوش بین جوانان راه انداخته بود را از یاد ببرم . خدا کسانی را که دل دیگران را شاد می کنند ، خیلی دوست دارد ، حتماً مرحوم سمنانی نیز الان دارد از بهشت به ما لبخند می زند. روحش شاد و یادش گرامی

________________________________________


" با زبـــــان نـــگاه صحــــــبت کن
کار چشمت فقط که دیدن نیست ."
بیست و چهارم اردیبهشت : شروع خوش مذاکرات وین

مرحله ی نهایی مذاکرات گروه 1+5 با هیئت ایرانی آغاز شد . می گویند که مذاکرات تاکنون خوب و دوستانه پیش رفته است و هنوز جای امیدواری وجود دارد . امیدوارم  همین طور باشد که می گویند . یعنی می شود ؟ یعنی می شود، قبل از این که دیده از دنیا فرو بندم و رهسپار سرای باقی شوم ، با چشمانم ببینم ، با گوش هایم بشنوم ، با قلبم احساس کنم  و  لبخندزنان  روی دکمه ی افزودن کارت کلیک کنم و بگویم : " آه ، این پرونده هم مختومه شد ،نه شاکی وجود دارد و نه متهمی . کشتی تحریم  سالهاست که به طرز شگفت آوری، بی هیچ نشانی در اقیانوس آرام غرق شده است و کارشناسان ناباورانه می گویند که محال است بتوانند اثری از این کشتی مفقوده پیدا کنند!!!"


________________________________________


" آرزوی تو هم آشنایی
با دلِ آبــــــــــــــی آسمانهاست؟"

آبی ، آبی ، استقلال
بیست و چهارم اردیبهشت : باشگاه آبی ها صاحب هیئت مدیره شد (: اما هنوز معلوم نیست چه کسی مدیر عامل استقلال شود

پایان خبرها

__________________________________________________


" گهی فراغتی و جای خلوتی
نشستنی و فصلی از کتاب خواندنی ."
همه عاشق نمایشگاه کتابیم

همه نمایشگاه کتاب را دوست دارند ، حتی گنجشک هایی که در نمایشگاه ،خرده نانهای ساندویچ کتاب دوستان را می خورند ، اما من نه آن قدر زیاد

معمولاً موقع خرید دوست دارم با آرامش و سرحوصله کتابها را ورق بزنم ، آنها را سریع مرور کنم (((: ، ساعتی در کتاب فروشی بگردم، تا کتاب دلخواهم را پیدا کنم ، به همین دلیل با این که خاطرات شیرینی از نمایشگاه های شلوغ و پر ازدحام دارم ، ترجیح می دهم بی خیال تخفیف ها شوم. برعکس من برادرم هر سال به نمایشگاه می رود و البته ما را هم از سبد خریدش بی بهره نمی گذارد، برادرم بهترین برادر دنیاست (:

خوشبختانه چون نمایشگاه کتاب اردیبهشتی است درست مثل من ، هر سال روز تولدم چند تا کتاب خوب هدیه می گیرم . امسال " هنر اندیشیدن " و " زندگی در اینجا و اکنون " را به کتابخانه ی نه چندان کوچکم اضافه کردم . حالا چند روزیست که مشغول مطالعه ی " هنر اندیشیدن " هستم ، سعی می کنم درس های کتاب " دانستن توانستن است" را برای بهره برداری هر چه بهتر از این کتاب ارزشمند فراموش نکنم , یعنی می خواهم حداقل 4 بار این کتاب را بخوانم ، الان به قسمت تفکر متمرکز رسیده ام

تا حالا شده که حس کنی در یک کار اصلاً استعداد نداری و آن را کنار بگذاری ؟ خب ، من الان دلیلش را می دانم ، چون تو روی کارت متمرکز نبوده ای . اسکات پِک - نویسنده ی کتاب " راهی که کمتر کسی می رود"- احساس می کرد که در کارهای فنی هیچ استعدادی ندارد . روزی همسایه اش را در حال تعمیر ماشین چمن زنی دید و به او گفت : " خوش به حالت ! من که اصلاً نمی توانم هیچی رو تعمیر کنم. "
همسایه اش گفت : " چون با حوصله کار نمی کنی ."
اسکات پک مدتی به این موضوع فکر کرد و دفعه ی بعد که وسیله ای به تعمیر نیاز داشت ، خوب روی آن وقت گذاشت ، حسابی حواسش رو جمع کرد تا این که بالاخره موفق شد. حق با همسایه اش بود

" توانایی تمرکز طولانی مدت ، برای رسیدن به موفقیت های دشوار ضروری است."
                                                        برتراند راسل



اوه ، نزدیک بود یادم بره ، فری ایبوک برای عاشقان کتاب یک مسابقه گذاشته است . فری ایبوک را به دوستانتان معرفی کنید یک کتابخوان کیندل جایزه بگیرید . البته این جایزه ی نفر دوم است ، نفر اول برنده ی 1000 دلار می شود ، سی نفر بعدی هم برنده ی یک سال عضویت پیشرفته ی فری ایبوک می شوند

________________________________________________


" صدف در بیکران دریا
نشسته در غلافی تنگ "

جاسازی

درباره ی مواد مخدر صحبت نمی کنیم ، صحبت از جاسازی پست هاست . یکی از راههای افزایش بازدیدکنندگان وبلاگتان جاسازی پستهای شبکه های اجتماعی در آنهاست. من قبلاً چند ویدیوی " یوتیوب " را در پست هایم جاسازی کرده ام ، اما پست های گوگل پلاس و فیس بوک را هنوز نه

جاسازی پست های گوگل پلاس

کافی است روی نشان منوی بازشو کلیک کنید و گزینه ی جاسازی پست را انتخاب کنید ،هنگامی که پنجره ی حاوی کد بازشد ، آن را کپی کرده و درکدهای وبلاگتان بچسبانید ( پیست کنید)


​​










​جاسازی پست فیس بوک هم مشابه گوگل پلاس است


________________________________________

" اگر کردی تو نام خود فراموش
فراموشـــــم مکن ، نام تو با من ."

عذرخواهی

می دونم هیچی بدتر از غلط های تایپی و املایی نیست و می دونم در پست هایم گاهی اشتباهات تایپی وجود دارد( با این که معمولاً دو ، سه بار پیش نویس را می خوانم) . واقعاً شرمنده ام ، من رو به بزرگواری خودتون ببخشید . اما گاهی هم بعضی اشتباهات تایپی نیستند ، اشتباهات تلفظی هستند و البته عمدی ، مثل پست دیروز که نوشته بودم مایکل بروم برگ . خب، از قبل قصد داشتم ( و دارم) یکی از دوشنبه ها در قسمت داستان های موفقیت مختصری از زندگی آقای مایکل بلومبرگ ، میلیاردر سخاوتمند بنویسم . من یکی از علاقمندان شبکه ی بلومبرگ هستم و چند ماه قبل هم چند ویدیو جالب درباره ی گوگلی ها ، بیل گیتس و مارک زاکربرگ از این شبکه در یوتیوب دیدم ، امیدوارم بعداً هم وقت کنم تا فیلم های بیشتری ببینم . اما همان طور که معلم ادبیات فارسیمان می گفت : " بعضی کلمات در فارسی چند تلفظی هستند." من هم در خلاصه نویسی کتابها سعی می کنم حتی الامکان امانت را رعایت کنم و نام اشخاص و مکانها  را همانگونه که در کتاب آمده است بنویسم ، چون در کتاب " بروم برگ " نوشته بود ( شاید آن هم اشتباه تایپی بوده ، شاید هم واقعاً تلفظ اصلی نام این مدلی است ، نمی دانم) من هم به همان شکل نوشتم. این مشکل من با بسیاری از نام های خارجی است : لری یا لاری ، زوکربرگ یا زاکر برگ ، باجو ، باجیو یا باگیو . خدا را شکر که اسم اریک اشمیت و سرگئی برین را همه به یک صورت می نویسند ، به هر حال امیدوارم اشتباهات سهوی و عمدی مرا ببخشید. به امید یک وبلاگ خالی از اشتباه




______________________________________________



" اگر که قد بکشی درد می کشی ! خوبست
خودت اضــــــــــــافه ی خــــودت را تا بزنی ."

من کی  هستم ؟

خب ، خلاقانه ترین کاری که این هفته انجام دادم ، ایمیل های تشکر روز تولدم بود. موضوع این رایانامه ها " من کی هستم ؟ " بود و گیرنده ی آنها دوستان صمیمیم یعنی خانواده ، دوستان نزدیکم ، موزیلا و گوگل . بعد از فرستادن این ایمیل ها با خودم فکر کردم ، باید حتماً اونها رو به صورت یک کتاب کوچک درآورم . این سریعترین کتابی بود که نوشتم . مرسی از خانواده و دوستانم و البته شما
من کی هستم ؟ من M.T  هستم . M.T یعنی خالی ، پوچ ، تهی ، یعنی صفر . من صفرم و می خواهم صفر باقی بمانم ، این یکی از آرزوهای کودکیم بود ، من کتاب را دوست دارم و دانش آموزی را ، می خواهم تا آخر عمر یاد بگیرم
من صفرم ، من رایانه رو دوست دارم و می خواهم در دنیای صفر و یک گام بردارم . من از تهی سرشارم

کتاب هفته

 Generate More Leads Using Social Media



_____________________________________________

"ما نمی توانیم مشعلی را برای روشن کردن راه دیگران نگهداریم  و راه خود را روشن تر نکنیم."
                                                          بن سویتلند

" از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگــاری که در این گنـــــبد دوار بماند."

آخر هفته ی خوشی داشته باشید
                                                                             M.T
​What I am?
I have five letters.
If you take the first and last,
I will still be the same.
Even if you take the middle letter,
​        ​
I will be the same as before.

_______________________________________


M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com