This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Saturday, July 19, 2014

چطور دیگران را به صحبت تشویق کنیم ؟

 
 __________________________________________________________

​ ظهر امروز ، طبق عادت معمول با ذوق و شوق به وبلاگ سر زدی ، و انتظار داشتی که مقاله ی جدید ان. ال. پی را بخوانی ، تا هوش اجتماعیت را بالاتر ببری ؛ اما هیچ خبری از مقاله ای جدید نبود، چند لحظه مات و مبهوت به صفحه نمایش خیره شدی ، با عصبانیت زیر لب به نویسنده بد و بیراه گفتی ، تا این که بالاخره به خودت آمدی ، صفحه را بستی و به سراغ کارهایت رفتی

درست مثل وقتی که خسته و بی رمق روی پله برقی می ایستیم ، و انتظار داریم حرکت کند و ما را بالا ببرد ، اما ظاهراً پله امروز اعتصاب کرده ، نه پایین می رود و نه بالا می آید؛ چند دقیقه درمانده روی پله می ایستیم ، نگاهمان از رهگذران که با پوزخند از کنارمان رد می شوند ، به پله ی ساکتِ لجباز می لغزد ، شاید حتی پایمان هم بلرزد ، اما تصمیم می گیریم ، بیش از این خود را مضحکه ی دیگران نکنیم ، گام اول را بر می داریم ، چند پله که بالا رفتیم ، به خودمان می آییم ، و با جریان زندگی هماهنگ می شویم

چرا این اتفاق می افتد ؟ زیرا ذهن ما عاشق امور سازمان یافته و منظم است ، تمایل دارد در اطرافمان به دنبال نظم و ترتیب ، هارمونی و ارتباط بگردد ، و حتی امور به ظاهر بی ربط را  به گونه ای با هم مرتبط می کند

یک ، دو ، سه ، پنج و هنگامی که این ترتیب به هم می ریزد ، برای لحظاتی کوتاه مستأصل می شود ، و به اصطلاح هنگ می کند

خب ، این موضوع چه ربطی به موضوع بحثمان ، یعنی تشویق دیگران به صحبت دارد ؟ روانشناسان ان. ال. پی معتقدند که می توان از یأس و درماندگی برآورده نشدن انتظار در برخورد با دیگران استفاده کرد


روش اول: استفاده از اهرم درماندگی

در حقیقت درماندگی اهرم تشویق دیگران به گفتگوست : اتوبوس از یک پیچ دیگر می گذرد ، نگاهم  از کوههای پر برف به چهره ی مسافر کنار دستی ، کتاب به دست می لغزد ، آن قدر غرق مطالعه است ، که به نظر نمی رسد  تمایلی به گفتگو داشته باشد ،با خودم می گویم : " چرا اهرم گفتگو را امتحان نکنم ؟ "
می پرسم : " اسم شما چیه؟ چند سالتونه ؟ اهل کدوم شهر هستید ؟ متأهلید یا مجرد ؟ تنها سفر می کنید ؟ بچه دارید ؟" یک لحظه مکث می کنم ، تا طرف دهانش را باز می کند که حرفی بزند  ، دوباره باران سؤالاتم را بر سرش می بارم ، سکوت می کنم ، اما فقط چند ثانیه تا کنار دستیم نتواند به سؤالاتم جواب بدهد ، به سراغ مجموعه سؤالات بعدی می روم
بنده ی خدا هاج و واج به من نگاه می کند ، یک کمی عصبی شده ، بالاخره طاقتش تمام می شود و فریاد می زند : " می شه بس کنید و بگذارید من هم کمی صحبت کنم ..."

با این روش جالب و مؤثر می توانیم ساکت ترین اشخاص را هم به صحبت کردن راغب کنیم . میلتون اریکسون این روش را " ایجاد انتظار " نامید ، بندلر و گریندر هم اصطلاح " روی هم انباشتن " را برای این شیوه به کار می برند

 
 
​pixabay,cc

روش دوم : ترکیب درماندگی و پیشنهاد تلویحی

روش دیگری هم برای ترغیب اشخاص به گفتگو وجود دارد که مشابه روش اول است ، یعنی به مخاطب اجازه ی صحبت کردن نمی دهیم  و همزمان با پیشنهادهای تلویحی آنها را به صحبت تشویق می کنیم . قبلاً درباره ی قدرت فوق العاده ی پیشنهادهای تلویحی نوشته بودم

پیشنهاد تلویحی یک پیشنهاد پنهان است ، که همه ی ما در زندگی روزمره  فراوان از آن استفاده می کنیم، درست یا نادرست

به عنوان مثال : هنگامی که به دخترتان می گویید : صد بار گفتم در خیابان ندو ، شاید ماشین بهت بزنه

نیت تان خوب است ، به فکر سلامتی دخترتان هست ، اما پیشنهاد تلویحی تان می گوید : در خیابان بدو  و


ما همین روش را  برای تشویق دیگران به گفتگو به کار می بریم : دوستمان نمی خواهد از مشکلاتش برایمان بگوید ، به او می گوییم : " لازم نیست آن چه را دوست نداری ، به من بگویی . فقط مطلبی را که باهاش راحتی ، به من بگو ، مسائلی رو به من بگو ، تا تو رو بیشتر درک کنم ."

سه بار به طور غیر مستقیم به او دستور دادیم : " به من بگو " ، اما همزمان مخاطب را آزاد گذاشتیم تا به شیوه ی دلخواهش رفتار کند . به نظرتان این روش غیر اخلاقی است ؟ اما  خودتان هر روز هزاران بار از این شیوه استفاده می کنید

معجزه ی ارتباط و ان . ال. پی : جری ریچارد سون
                                           M.T
M.TEmoji


M.TEmoji

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com