This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Saturday, July 5, 2014

چرا در برابر تغییر از خود مقاومت نشان می دهیم ؟


Image: pixabay,cc
________________________________________________________
مدیر شرکتمان گفت : " چند روزی نیستم ، حواستان به شرکت باشد ." ، خداحافظی کرد و رفت

 چه عالی ! چند روز می توانستم بدون آقا بالاسر ، بدون دستور و قانون کار کنم ، از خوشحالی روی ابرها راه می رفتم

روز بعد ،شادمانه وارد شرکت شدم ، که دیدم آقای خ ،دوست مدیرمان، مثل برج زهر مار وسط سالن ایستاده و اُرد می دهد. سگرمه هایم درهم رفت ، فهمیدم که او مدیر موقت شرکت شده ، ناراحت سر جایم نشستم ، می خواستم مطابق معمول کارم را شروع کنم ، که مغرورانه وارد اتاق شد و کلی مسئولیت جدید سرمان ریخت ، باید همه ی شرکت را تمیز می کردیم ، غیر قابل تحمل بود

بعد از چند ساعت ، سکوت سنگینی محیط  را فرا گرفته بود ؛ همه جا از تمیزی برق می زد،شرکت مثل دسته گل شده بود و کارکنان شرکت ، با جدیت و مسئولانه وظایفشان را انجام می دادند؛ ظاهراً همه چیز عالی بود

بعد از ظهر ، رئیس جدید گفت که در سالن جمع شویم ، تا قوانین جدید را اعلام کند. کُفری شده بودم ؛ با خودش چه فکری می کرد ، طوری رفتار می کرد که انگار قرار است مادام العمر مدیر شرکت باشد

حالا من بودم که مثل برج زهر مار در جلسه نشستم و به درخشش سرامیک های کف سالن خیره شدم. مدیر تازه وارد چند کلمه ای صحبت کرد ، بعد در حالیکه آخرین جرعه ی چایش را می نوشید ، رو به من کرد و با لحن خشکی گفت : « خانم ، اگر حضور در جلسه آزارتان می دهد ، می توانید سرکارتان برگردید! "
از خدا خواسته ، پاشدم و جلسه را ترک کردم . صبح روز بعد رئیسمان که طاقت دوری از شرکتش را نداشت ، سرکار برگشت

نفس راحتی کشیدم ، و پس از کُلی گله و شکایت از مدیر یک روزه و قوانین مسخره اش ، سراغ کارم رفتم . ظاهراً مدیر یک روزه هم از من شکایت کرده و گفته بود : حیف من ، که می خواستم قوانین مدرن را در شرکت پیاده کنم ، آنها قدر مرا نمی دانستند

خلاصه ، ما از تغییر گریختیم



​pixabay,cc

چرا در برابر تغییر می ایستیم ؟

تحولات شرکت آن قدرها هم که فکر می کردم بد نبود ، پس چرا در برابرش مقاومت کردم؟ چون تحولات ناگهانی ، حس بدی در من به وجود آورد ، فکر کردم: یعنی به همان سرعتی که میزها و صندلی ها جابجا شدند ، روابط ما هم جابجا می شوند ؟ می توانیم به مانند گذشته با هم صمیمی و همکار باشیم ؟ یا باید مثل روبات ها سرد و خشک رفتار کنیم ؟ می توانم به نگه داشتن جایگاهم مطمئن باشم یا باید آن را ترک کنم ؟


مردم تغییر را دوست دارند ، اما در برابر آن از خود مقاومت نشان می دهند ، چون از دگرگونی های اجتماعی که همراه با تغییر است ، واهمه دارند

تغییر به خودی خود ، معمولاً خوب است ، همه خواهان پیشرفت و ترقی هستند ، اما در برابر تغییر می ایستند ، زیرا می دانند ، تغییر ممکن است روابط اجتماعی آنان را به مخاطره بیاندازد ، و این موضوع آنان را تا سرحد مرگ می ترساند ؛ آنها مصرّانه در برابر تغییر می ایستند ، زیرا از تحولات اجتماعی که همراه با تغییر فنی رخ می دهد ، می ترسند


راه حل چیست ؟ چطور با مقاومت در برابر تغییر روبرو شویم ؟

بهتر است ، نخست عامل اصلی مقاومت را شناسایی کنیم . مثلاً در داستان بالا، من از سرد شدن جوّ محیط کاری و تیرگی روابط واهمه داشتم

پس از شناسایی عامل اصلی مقاومت ، لازم است به تمام کسانی که تحت تأثیر این تغییر قرار می گیرند ، بیندیشیم . سپس از این اشخاص بخواهیم تأثیر تغییر را روی خودشان تجزیه و تحلیل کنند ، و راه حل خودشان را برای حل مسأله ارائه دهند



در زمینه ی مقاومت در برابر تغییر ، مهمترین موضوع اطلاع از ماهیت راستین مقاومت است. در واقع آنچه کارکنان در برابر آن مقاومت می کنند ، تغییر فنی نیست . مهمتر از تغییرات فنی ، تغییرات اجتماعی است . مهمتر ، تغییر در روابط اجتماعی ملازم با تغییر فنی است. برای احتراز از مقاومت اشخاص در برابر تغییر باید خود آنها را در فرایند تصمیم گیری دخالت داد . مشارکت کردن در کارها ، ریشه در احساس اشخاص دارد. مهم این است که اشخاص احساس کنند که به بازی گرفته می شوند
                                              پل لارنس


فرض کنید ، داستان ما این طور شروع می شد ، که مدیر تازه وارد ، با چهره ای گشاده ، منتظر کارکنان شرکت وسط سالن ایستاده بود

 به محض این که همه ی کارکنان در شرکت حاضر شدند ، همه را دور خود جمع کرد و به آنها گفت : " بچه ها ، درباره ی تغییر دکوراسیون شرکتی چه نظری دارید ؟ از محیط کاریتان خسته نشده اید ؟ دوست ندارید ، محیطتان بزرگتر و جالبتر به نظر برسد ؟ "

وقتی مدیر با لحن دوستانه ، از کارمندان نظرشان را می پرسد ، آنها با کمال میل در بحث مشارکت می کنند و پیشنهاداتشان را می گویند

 ممکن است بگویند ، الان موقع مناسبی نیست ، ما کلی سفارش گرفته ایم ، مشتریان در اولویت هستند ، به این ترتیب مدیر ، در جریان مسائل و مشکلات شرکت قرار می گیرد. کارمندان هم فکر نمی کنند ، که رئیس آنها را درک نمی کند و به احساساتشان اهمیت نمی دهد . دیگر دلیلی ندارد که در برابر تغییر جبهه بگیرند ، یا ناراحت شوند ،چون خودشان بخشی از راه حل هستند ، پس مشتاقانه برای حل مسأله مشارکت می کنند

سخن پایانی

اشخاص نه از خود تغییر ، بلکه از تغییرات اجتماعی همراه با تغییر واهمه دارند. راه حل برخورد با این مقاومت ، مشارکت دادن آنها در تصمیم گیری است

معجزه ی ارتباط و ان. ال. پی : جری ریچارد سون
                                                                                              M.T

                                                 

M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com