This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Monday, August 18, 2014

A big Swimming pool


سلام

پسران خانم جونز بزرگ و قوی بودند ، اما تنبل بودند
Mrs. Jone's sons were big and strong , but they were lazy.
شنبه ها آنها چمن باغچه را کوتاه می کردند ، اما آن را دوست نداشتند
On Saturdays they cut the grass in the garden, but they didn't like it.
سپس یکی از پسرها عکسی از یک چمن زن زیبا در مجله دید
Then one of the boys saw a picture of a beautiful lawn-mower in the magazine.
با زنی که روی چمن زن نشسته و چمن ها را کوتاه می کرد
With a woman was sitting on the lawn-mower and cutting the grass.
پسر به مادرش گفت : ما یکی از آن زنها می خواهیم ، بعد او  می تواند
هر هفته چمن ها را کوتاه  کند

The boy said to his mother: we want one of those women, then she can
cut the grass every week.


_________________________________________________


تمرین
کلوب های مردانه زیادی در لندن بودند
The were a lot of men's clubs in London.
آقای گریس یک پیغام از زن گرفت
Mr. Grace took a massage from the woman.
زن نام شوهرش را به آقای گریس داد
The woman gave Mr. Grace her husband's name.
یک روز زنی به او تلفن کرد
One day a woman telephoned him.
آقای گریس در یک کلوب مردانه کار می کرد
Mr. Grace worked at a Men's club.
نام آن جرج کلوب بود
Its name was George Club.

__________________________________


A big Swimming pool

Jimmy lives in London and he began swimming a few months ago. He likes swimming and he often goes to the swimming pool near his house with his mother and swims there for an hour or two.

He was six years old last week, and his mother said," You swim quite well now, Jimmy, but you've never seen the sea, have you? Your father and I are going to take you there on Sunday, and you're going to swim in the sea. It isn't cold now, and it's much nicer than a swimming pool.

Jimmy's father and mother took him to the sea in their car on Sunday, and they stopped at the side of a small harbor. Jimmy got out and looked at the sea for a long time, but he was not very happy. Then he said to his mother " Which is the shallow end?"

جیمی در لندن زندگی می کند و چند ماه قبل شنا را شروع کرد. او از شنا لذت می برد و اغلب با مادرش به استخر نزدیک خانه شان می رود و یکی دو ساعتی آنجا شنا می کند

هفته ی قبل او شش ساله شد و مادرش گفت : « جیمی ! تو حالا خیلی خوب شنا می کنی ، اما هرگز دریا رو ندیده ای ؟ مگه نه ؟ یکشنبه من و پدرت می خواهیم ترا به آنجا ببریم و تو در دریا شنا می کنی ، آن حالا سرد نیست و خیلی از استخر بهتر است

یکشنبه پدر و مادر جیمی با ماشینشان او را به دریا بردند و آنها در کنار یک بندر کوچک ایستادند . جیمی پیاده شد و یک مدت طولانی به دریا نگاه کرد ، اما او خیلی خوشحال نبود . سپس به مادرش گفت: آخرِ قسمت کم عمق کجاست؟
______________________________________

تمرین

جیمی اغلب با مادرش به استخر شنا می رود
جیمی قبلاً هرگز دریا را ندیده بود
پدر و مادر جیمی با ماشینشان به دریا رفتند
جیمی خیلی خوشحال بود و در دریا پرید
الان پدر جیمی خانواده اش را به دریا می برد
جیمی به مادرش گفت : پایان قسمت کم عمق کدومه ؟
_______________________________

اسم مصدر Gerund ​


بعد از like و begin فعل می تواند به صورت مصدر ( فعل با to ) و یا اسم مصدر ( فعل ing دار ) بیاید

اگر like  معنای لذت بردن را بدهد فعل بعدی باید اسم مصدر باشد مثل این درس
جیمی از شنا لذت می برد
Jimmy likes swimming.

اگر like معنای دوست داشتن را بدهد ، فعل بعدی به صورت مصدر ( با to ) می آید
جیمی شنا کردن  را دوست دارد
Jimmy likes to swim.

​بعد از Love , continue, start, begin, like , advise, forbid هم مصدر ( با to ) و هم اسم مصدر ( با ing ) می آید

چند فعل دیگر هم هستند که در آینده یاد خواهیم گرفت
___________________________________

واژه ی کلید امروز شنا swim است
اسم
Swim شنا ، جریان امور
Swimming شنا
Swimmer شناگر
Swimsuit مایو زنانه
Swimming pool استخر شنا
Harbor بندرگاه ، لنگرگاه
Shallows قسمت کم عمق دریا و غیره
Like شبیه ، مثل ، مانند ، شکل ، جور ، طور
Likelihood احتمال
Likeness شباهت ، همانندی ، شکل ، صورت ، وجه تشابه ، نظیر ، شبیه
Likingعلاقه ، دلبستگی
_________________________________

صفت
Shallow کم عمق ، سطحی ، کم مایه
Likeable دوست داشتنی ، خوش برخورد
Like-minded هم مشرب - هم دل - هم فکر - هم سلیقه
Like شبیه ، مثل هم
Likely محتمل ، مناسب ، نوید بخش
________________________________________
قید
Like تقریباً ، مثلاً ، به عنوان مثال ، در حدود
Likely احتمالاً
Likewise همان طور ، همان گونه ، همچنین ، نیز ، علاوه بر این
___________________________________

فعل


شنا کردن ، با شنا گذشتن از ، شناور بودن ، چرخ خوردن ، از آب گذراندن ، گیج رفتن
to swim
دوست داشتن ، خوش آمدن از ، خواستن ، ترجیح دادن ، پسندیدن ، ( غذا) ساختن به
to like
تشبیه کردن
to liken
____________________________________
I swam across the river
We have a little swimming pool in the yard
We went for a swim before breakfast.
She bought a new swimsuit before going on vacation.
________________________________


More like
می شه گفت ، شاید بتوان گفت
something like
تو مایه ی ، جدوداً ، تقریباً
Like this/ that/ so
این طور ، این جوری
the like(s) of which
مثل آن ، مانند آن ، به اهمیت یا عظمت آن
like it or not
خواه ناخواه
not likely
ابداً ، اصلاً
And the like
و نظیر آن ، و از این قبیل و غیره
____________________________________
All the best
M.T


M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com