This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Sunday, August 10, 2014

Take a smile


سلام، یادآوری درس قبل

کلیدهایم را در قفل ماشین جا گذاشتم I left my keys in the lock of the car
خانم مسن سویچ را به مرد جوان دادThe old lady gave the keys to the young man
کسی ماشین مرد جوان را دزدید Someone stole the young man's car
کارمند به مرد جوان جوان پول داد The clerk gave the young man some money
سه شنبه ی گذشته به بانک رفتم I went to the bank last Tuesday
_______________________________________________________


English laugh

Mary was an English girl, but she lived in Rome. She was six years old. Last year her mother said to her, " You're six years old now, Mary, and you're going to begin going to a school here. You're going to like it very much, because it's a nice school."

" Is it an English school?" Mary asked.
" Yes, it is," her mother said,
Mary went to the school, and enjoyed her lessons. her mother always took her to school in the morning and brought her home in the afternoon. Last Monday her mother went to the school at 4 o'clock , and Mary ran out of her class.
" We've got a new girl in our class today, Mummy," she said. " She's six years old too, and she's very nice, but she isn't English. She's German."

" Does she speak English?" Mary's mother asked.
" No, but she laughs in English, " Mary said happily.

ماری یک دختر انگلیسی بود ، اما در رم زندگی می کرد. او شش ساله بود. سال قبل مادرش بهش گفت:« ماری ، تو حالا شش ساله هستی و مدرسه رفتن را اینجا شروع خواهی کرد . تو آن را خیلی دوست خواهی داشت ، چون مدرسه ی خوبیه.»

ماری پرسید :« اون یک مدرسه ی انگلیسیه ؟»
مادرش گفت :« بله ، هست.»

ماری به مدرسه رفت. او از درس هایش لذت می برد. مادرش همیشه صبح او را به مدرسه می برد و عصر به خانه برمی گرداند. دوشنبه ی قبل ، مادرش ساعت 4 به مدرسه رفت و ماری از کلاسش بیرون دوید
او گفت:« مامان ، ما امروز در کلاسمان یک دختر تازه داشتیم ، اون هم شش سالشه ، و خیلی خوبه ، اما اون انگلیسی نیست ، اون آلمانیه .»

مادر ماری پرسید :« او انگلیسی صحبت می کند؟»
ماری شادمانه گفت : « نه ، ولی اون انگلیسی می خنده .» :)

_____________________________________________________


تمرین

مادر ماری صبح او را به مدرسه می برد
دختر جدید کلاس ماری آلمانی بود
دختر جدید مثل یک دختر انگلیسی می خندید
ماری مدرسه اش را دوست نداشت
ماری به یک مدرسه ی انگلیسی می رفت
مادرش عصر او به خانه باز می گرداند
____________________________________________________

فعل گذشته

در این درس علاوه بر فعل گذشته ، از to be going to ( قصد داشتن ) زیاد استفاده شده بود، بعداً درباره اش صحبت خواهیم کرد

اگر فعلی به یک حرف بی صدا ختم شود و قبل از آن یک حرف باصدا باشد و فشار صدا روی قسمت آخر کلمه باشد ، حرف آخر تکرار می گردد ، مثل Stop
to admit   پذیرفتن ، قبول کردن admitted
to stop توقف کردن ، ایستادن  stopped
to omit             حذف کردن  omitted
My teacher omitted that word from my composition
معلم آن واژه را از انشای من حذف کرد

برای منفی کردن ، گذشته ی ساده فعل کمکی did را با کلمه ی not  بعد از فاعل و قبل از فعل اصلی قرار می دهیم
She enjoyed the lessons
She did not enjoy the lesson
________________________________________


واژه کلیدی درسی خنده Laugh است ، واژه های مربوط به شادی ، خوبی و لذت بردن خیلی زیاد بودند ، من فقط چند واژه را در اینجا آورده ام ، شما بقیه ی واژه ها را پیدا کنید

Laughing خندان
خندان ، لبخندزنان Smiling
شادی ، خوشحال joy
joyous شادمان
شوخی ، لطیفه joke
joker آدم شوخ ، شیطان
خوبی ، نیکی good
goody تحفه ، ( فیلم و داستان ) قهرمان ، شخصیت مثبت، جانمی جان
لبخند smile
لذت، خرسندی enjoyment
__________________________________
صفت
laughable خنده دار، بامزه
good خوب ، مهربان ، مفید ، مطمئن
شاد ، خوشحال joyful
nice خوب، عالی ، قشنگ، مهربان
enjoyable لذت بخش ، مطبوع
_____________________________
______
قید
خوشبختانه ، با خوشحالی happily
nicelyزیبا، خوب ، مثل ماه
با خوشحالی gladly
joyously با شادی ، با خوشحالی
خوب well
joyfully با شور وشوق ، با شادی ، شادمانه
___________________________




فعل
خنداندن to make laugh
to cause to laugh خنداندن
to cause to smile خنداندن
لذت بردن to enjoy
to joke شوخی کردن
خندیدن to laugh
to take a joke جنبه ی شوخی را داشتن
to smile لبخند زدن
______________________________
اصطلاحات

خوش به حالت Good for you
Nice to see you از دیدارتان خوشوقتم
Nice to meet you از ملاقاتتان خوشوقتم
خوش گذشت we had a good time
Have a good time خوش باشید
خوش آمدید You're welcome
_______________________________________________
بعد از enjoy حرف اضافه به کار نبرید ، چون  خودش " لذت بردن از" معنا می دهد
I enjoy my lessons من از درس هایم لذت می برم

اگر بعد از enjoy از ضمیر انعکاسی استفاده شود ، معنای have a good time را می دهد
I enjoyed myself at the celebration
I had a good time at the celebration
دیشب در مهمانی به من خوش گذشت
M.T
___________________________________




M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com