This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Monday, August 11, 2014

We want a lawn-mower???



سلامی دوباره

مادر ماری صبح او را به مدرسه می برد
Mary's mother took her to school in the morning.
دختر جدید کلاس ماری آلمانی بود
The new girl in Mary's class was German.
دختر جدید مثل یک دختر انگلیسی می خندید
The new girl laughed like an English girl.
ماری به یک مدرسه ی انگلیسی می رفت
Mary went to an English school.
مادرش عصر( بعد از ظهر) او را به خانه برمی گرداند
Her mother brought her home in the afternoon.
______________________________________________



The Mower

   Mrs Jones did not have a husband, but she had two sons. They were big, strong boys, but they were lazy. On Saturdays they did not go to school, and then their mother always said, " Please cut the grass in the garden this afternoon boys." The boys did not like it, but they always did it.

    Then somebody gave one of the boys a magazine, and he saw a picture of a beautiful  lawn-mower in it. There was a seat on it, and there was a woman on the seat.

   The boy took the picture to his mother and brother and said to them," Look, that woman's sitting on the lawn-mower and driving it and cutting the grass. We want one of those,"

" One of those lawn-mowers?" his mother asked.
' No,' the boy said, ' We want one of those women. Then she can cut the grass every week.'

چمن زن

خانم جونز شوهر نداشت ، اما دو تا پسر داشت . آنها بزرگ و قوی بودند  ولی تنبل. آنها شنبه ها به مدرسه نمی رفتند  و مادرشان همیشه می گفت: « پسرا، لطفاً بعد از ظهر چمن های باغ رو بزنید! » . پسرها این کار را دوست نداشتند ، اما همیشه آن را انجام می دادند

سپس کسی مجله ای به یکی از پسرها داد و او عکسی از یک چمن زن زیبا در آن دید. آن یک صندلی داشت و وزنی روی آن بود

پسر عکس را پیش مادر و برادرش برد و به آنها گفت:« نگاه کنید! اون زن روی چمن زن نشسته ، آن را می راند و چمن ها را کوتاه می کند ، ما یکی از این ها رو می خواهیم .»

مادرش پرسید:« یکی از اون چمن زنها رو ؟»
پسر گفت:« نه ، ما یکی از اون زنها رو می خواهیم که هر هفته چمن رو بزنه .»

______________________________________


تمرین

خانم جونز دو تا پسر بزرگ و قوی داشت
پسر عکسی از یک چمن زن زیبا در مجله دید
پسر تصویر را برای مادرش برد
کسی یک مجله به یکی از پسرها داد
ما یک چمن زن می خواهیم
پسرها شنبه ها چمن های باغ را می زدند
___________________________________


سؤالی کردن فعل گذشته

برای سؤالی کردن فعل گذشته ، فعل کمکی did را درابتدای جمله قبل از فاعل قرار می دهیم

He went there last night.
او دیشب به آنجا رفت
Did he go there last night?
آیا او دیشب به آنجا رفت؟
They came back from England.
آنها از انگلستان برگشتند
Did they come back from England?
آنها از انگلستان برگشتند؟

همان طور که می بینیم ، فعل گذشته فقط در یک جمله ی مثبت به کار می رود ، و چنانچه سؤالی یا منفی شود باید زمان حال را به کار برد
He went.او رفت
He did not go.او نرفت
Did he go?آیا او رفت؟
Did not he go?آیا او نرفت؟

_________________________________________

واژه ی کلیدی امروز سبز ( green) است

اسم
Lawn چمن ، زمین چمن
 علف ، چمن ، علفزار ، ماری جوآنا، (عامیانه ) خبرچین پلیسGrass
Grasshopper ملخ
علفزار ، چراگاه Grassland
Grass roots عامه ی مردم ، توده ی مردم
Greenery گیاهان سبز
Greenhouse گلخانه
اثر گلخانه ای Greenhouse effect
Green رنگ سبز، لباس سبز، زمین سبز، چمن
صندلی، نیمکت ، جا Seat
Magمجله
مجله Magazine
چمن زن Mower
Lawn-mower چمن زن
چمن زن Grass mower
Cut بریدگی ، برش ، تکه ، زخم ، سهم
_____________________________________



صفت
پر علف ، پوشیده از علف Grassy
Green سبز ، خرم ، طرفدار محیط زیست ، ( میوه) نارس، ترو تازه ، بی تجربه
______________________________


فعل

to Cut
بریدن ، قطع کردن ، زدن ، اصلاح کردن ( مو) ، گرفتن (ناخن) کات زدن ( ورزش)
to Seatروی صندلی نشاندن ، جا دادن
چیدن ، زدن to Mow
to mow somebody down درو کردن ، قتل عام کردن
علف کاشتن ، چرانیدن ، ( عامیانه ) به پلیس خبر دادن to grass
to green فضای سبز ایجاد کردن ، به محیط زیست علاقمند شدن
_____________________________________________

ضرب المثل
مرغ همسایه غاز است
The Grass is greener somewhere else
____________________________________

اصطلاح
چراغ سبز نشان دادن
to give the green light
___________________________________________
__


Big, Large , Great
هر سه به معنای بزرگ هستند ، ولی کاربردشان اندکی با هم متفاوت است
برای اسم های ذات ( چیزهایی که می بینیم و لمس می کنیم ) معمولاً از Big و Large استفاده می شود ، البته Big  در زبان روزمره و غیر رسمی کاربرد بیشتری دارد
Her husband is a big man.
A large family needs a large house.

برای اسم های معنا ( اسم هایی که وجودشان وابسته خودشان نیست  و به چشم دیده نمی شوند ) معمولاً و نه همیشه Great را به کار می بریم
You are making a Great mistake.

M.T
_____________________________________________
کتاب و فیلم





M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com