This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Wednesday, September 17, 2014

چگونه بنویسیم ؟ نویسنده ی کارآفرین




از پرسه زنی در کوچه های بن بست ذهن ، از ماندن و مرداب شدن ، از رفتن و نرسیدن ، از نردبانهای شکسته و دیوارهای کوتاه خسته شد ، بالاخره دلش را به دریا زد ، تا اقیانوس شود و با تراوشات قلم ذهنش به کاغذ سفید جان دهد تا بودنش را فریاد بزند : من نویسنده هستم

برای نویسندگی ایمان به جمله ی  " من نویسنده هستم ." کافی است ،نیازی به مجوز ندارید  وقتی باور کنید که نویسنده اید ، تردید را کنار می گذارید و دست به قلم می شوید


" هیچ کس با مجوز مخصوص موفقیت به دنیا نیامده است . خداوند آیه از آسمان نازل نمی کند که " حالا نوبت توست!" خداوند نمی گوید : " تو می توانی " و یا " تو نمی توانی " ، این را تو می گویی        اندرو متیوس

پس بیایید قلم را برداریم تا اولین کتابمان را بنویسیم



تو یک کارآفرین هستی

قبل از این که شروع به نوشتن کنیم ، یادآوری این نکته ضروری است ، اگر قرار است کتابتان را خودتان منتشر کنید باید بپذیرید که یک کارآفرین هستید نه یک نویسنده

نویسنده کسی است که کتابی را می نویسند ، آفریننده ی محصول . اما ناشر کسی است که کتاب را منتشر کرده و آن را به بازار عرضه می کند ، بازاریاب . پس اگر ناشرکتاب خود هستید ، کارتان دو برابر است ، زیرا وظیفه ی تولید و عرضه ی کالا به عهده ی شماست



چگونه بنویسیم

در این قسمت با روشی آشنا می شوید که آسان ترین شیوه برای نوشتن کتابها و مقالات است و توسط حرفه ای ها توصیه شده است



تهیه ی نقشه ی ذهنی از آنچه می دانم

یک برگه ی سفید بی خط و چند تا ماژیک و خودکار رنگی بردارید . موضوع اصلی کتاب را در مرکز صفحه بنویسید ، سپس موضوعاتی که قرار است در کتاب پوشش داده شوند با خطوط قوسی به موضوع اصلی کتاب متصل کنید ، هر چه درباره ی تم اصلی کتاب می دانید بر روی کاغذ بیاورید


استراحت و استفاده از موتور جستجوی ذهن

مغز شما بسیار سریعتر از موتورهای جستجوی اینترنتی :) است ، فقط کافی است توجهش را به موضوعی خاص جلب کنید ، ناگهان به طور خودکار به راه می افتد ، می گردد و می گردد ، تا اطلاعات مورد نیازتان را از زمین و هوا گردآوری کند

پس از تهیه ی نقشه ی ذهنی کتابتان دو، سه روزی هیچ چیزی ننویسید، اجازه دهید مغزتان موضوع را تجزیه و تحلیل کند ، و نکاتی را که از قلم انداخته اید ، یا فراموش کرده اید به خاطرتان بیاورد ، همچنین مطمئناً نکات تازه ای به ذهنتان تداعی می شود


مطالعه ، پژوهش ، پرس و جو

حالا نوبت مطالعه و تحقیق است ، کتابهایی را که دیگران قبلاً نوشته اند ، مجلات و وبگاهها را به دقت مرور کنید ، بهترین کتابهایی را که درباره ی تم کتابتان است ، موشکافانه بررسی کنید ، به نظرتان نویسندگان چه نکاتی را از قلم انداخته اند ، یادداشتشان کنید تا بعداً در کتابتان به آنها بپردازید

از دوستان و آشنایانتان بخواهید هرگونه اطلاعاتی که درمورد موضوع کتابتان می دانند ، با شما درمیان بگذارند ، از هر کسی که ممکن است اطلاعاتی داشته باشد کمک بخواهید مردم معمولاً خوش حال می شوند که به دیگران یاری برسانند ، یادتان باشد که چند ایده ی نسبتاً خوب همیشه بهتر از یک ایده ی خوب است


نقشه ی ذهنی تازه

وقت سازمان دهی اطلاعات است، قلم و کاغذ را بردارید و با اطلاعات دریافتی جدید نقشه ی ذهنی قبلی را تکمیل کنید ، یا در صورت نیاز نقشه ی جدیدی را ترسیم کنید ، نوشتن کتاب با نقشه های ذهنی بسیار سریعتراز حالت معمول پیش می رود

پس از ایجاد نقشه ی جدید می توانید چند روزی استراحت کنید ، تا مطالب جدید خوب در لایه های ذهنتان رسوب کنند


نگارش

دیگر وقت چسبیدن به میز کار است ، بهتر است تابلوی " ورود ممنوع " را روی درب اتاقتان نصب کنید . بهانه بی بهانه ، قلم را بردارید و با کمک نقشه ی ذهنی کتابتان ، فصل ها را به هر ترتیب که مایلید بنویسید . بسیاری از نویسندگان حرفه ای در این مرحله مطالب را با سرعت هر چه تمامتر روی کاغذ می آورند و در حین نوشتن اصلاً آن را ویرایش نمی کنند( متأسفانه خودم هنوز عادت به ویرایش در هنگام نوشتن دارم ) . اگربه ترتیبِ نخست نگارش ، سپس ویرایش خود را عادت دهید ، سرعت کارتان چند برابر می شود


ویرایش

پس از تهیه ی نسخه ی پیش نویس حداقل یک هفته ، یا حتی چند ماه دست نوشته هایتان را رها کنید ، سپس با جامه ی ویراستاری به سراغشان بروید

نوشته هایتان را با دقت مرور کنید، تعصب را کنار بگذارید و آنها را از دید یک ویراستار بخوانید؛ اضافه ها را هرس کنید و مطالب جدیدی را که به ذهنتان می رسد بیفزایید

نویسندگان ماهر معمولاً 5 تا 6 بار آثارشان را ویرایش می کنند . یادتان باشد برای ویرایش عالی یک کتاب به زمانی معادل نگارش آن نیاز دارید . یعنی اگر برای نگارش کتابتان سه ماه وقت گذاشته اید ، ویراستاری آن توسط خودتان باید سه ماه زمان ببرد


ارسال کتاب به دوستان و آشنایان

بهتر است قبل از انتشار کتاب نسخه ای از آن را در اختیار اعضای صمیمی خانواده ، دوستان نزدیک و یا استادان صاحب نظر قرار دهید ، تا آن را مطالعه کرده و شما را از نظراتشان بهره مند کنند

از پیشنهادات و انتقادات استقبال و از آنها برای بهتر شدن کتابتان استفاده کنید



منابع ، مآخذ و تأییدیه ها

منابع و مآخذ به کتاب شما اعتبار می دهند و بر ارزش آن می افزایند ، فهرستی از منابع و مآخذ به کار رفته در کتاب را در صفحات انتهایی کتاب ذکر کنید

مردم از دیدن نامشان در آثار فرهنگی و هنری مسرور می شوند ، بهتر است نام تمامی اشخاصی را که در تهیه ی کتاب با شما همراه بوده اند ، بنویسید . این اقدام ، گام مهمی در بازاریابی کتابتان است ، زیرا دوستان و نزدیکانتان اولین شبکه ی بازاریابی شما هستند

در ضمن از کسانی که کتابتان را خوانده وآن را پسندیده اند ، درخواست کنید نظرشان را در چند خط برایتان بنویسند ، چند اظهارنظری که از دیدگاهتان عالی تر است ، در اولین یا آخرین صفحه ی کتاب بیاورید ، بازخوردهای مثبت در فروش کتابتان تأثیر بسزایی دارند



نویسنده ی گرامی تبریک می گویم ، شما نخستین کتابتان را نوشتید ، اما دردسرهایتان تازه شروع شده است ، زمان عرضه ی کالاست

عنوان کتاب و طرح جلد آن اولین و مهمترین عامل در جذب خوانندگان هستند و یک نویسنده ی بازاریاب هرگز طراحی جلد کتاب را دست کم نمی گیرد و آن را به حرفه ای ها می سپارد

ادامه دارد

منابع : کتابهای تونی بازان ، برایان تریسی ،
وبگاههای Writelydesigned, Jeff Goins, writeitdown
                                                                                             M.T



M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com