This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Wednesday, September 24, 2014

نویسنده ی که برای خودش چک سفید کشید



هفته ی پیش نحوه ی نگارش کتاب را آموختیم و گفتم اگر نویسنده ی " خود ناشر" هستید ، باید خود را کارآفرین بدانید ، چرا که بازاریابی کتابتان بر عهده ی شماست ، پس از انتخاب یک نام جذاب که توجه خواننده را به خود جلب می کند ، نوبت طراحی جلد و صفحات کتاب است


کار را به کاردان بسپارید

 ظاهر زیبا و چشم نواز اولین نکته برای بازاریابی کتابتان است ،بهتر است طراحی جلد را به دست حرفه ای ها بسپارید ، اما اگر در حال حاضر این امر برایتان ممکن نیست می توانید از نرم افزارهای تولید کتابهای الکترونیکی استفاده کنید

با کمی جستجو درمی یابید،  تعداد نرم افزارهای ساخت کتاب های الکترونیکی کم نیستند ، اما یکی از بهترین نرم افزارها در زمینه ی تولید کتابهای الکترونیکی که در اینترنت در دسترس است ، نرم افزار Anthemion Software Jutoh 1.7 است ، کار با این نرم افزار که شامل مجموعه ای از قالبهای آماده و زیباست ، برای هر کاربری از مبتدی تا حرفه ای ساده و لذت بخش است

​​


چگونه بازاریاب کتاب خودم شدم

با اشتیاق وصف ناپذیری پیش نویس کتابش را روی میز ناشر گذاشت ،او نیم نگاهی به نوشته هایش انداخت و گفت :« متأسفم ، برای نوشتن کتابی در زمینه ی روانشناسی باید روانپزشک باشید

با لبخندی تلخ ار دفتر انتشارات بیرون زد ، در چهره اش نگرانی موج می زد ، اما نومیدی هرگز

هجده ماه گذشت ، به نظر می رسید هیچ ناشری به چاپ دست نویسش علاقه ای ندارد ، اما خودش با اعتقادی راسخ پای کتابش ایستاد ، تا این که ناشری در سنگاپور پذیرفت که کتابش را منتشر کند ، اما به او گفت : « به این که کتابت گل کند ، خوش بین نباش ! چشم رسانه ها دنبال نویسندگان حرفه ای و مشهور است ، و تو که تازه کاری هیچ شانسی نداری

فکر می کنید نویسنده حرف ناشر را قبول کرد؟ بلند پروازی را کنار گذاشت ، سقف آرزوهایش را پایین آورد و به چاپ کتابش قناعت کرد : " حق با شماست ، همین که کتابم منتشر شود کافی ست .»

نه ، مرد مصمم تر از آن بود که با این منفی بافی ها پا پس بکشد و میدان را خالی کند ، با خود اندیشید : " مگر نه این که مردم می کوشند تا شادتر زندگی کنند ؟ چرا باید تسلیم شوم ؟ " ، بله ، او حاضر بود برای کتابش چک سفید امضا کند

سرانجام کتابش منتشر شد ، کتابش را برداشت ، میکروفن و سه پایه به دست دوره افتاد ، از این کتاب فروشی به آن یکی ، به هر کتابفروشی که می رسید ، می ایستاد ، سه پایه اش را زمین می گذاشت ، از خودش و کتابش می گفت ، کاریکاتور می کشید و توجه مردم را به سوی خود می کشاند ، مردم با ذوق و شوق به حرفهای نویسنده ای گوش می کردند که می گفت : دنبال راهی برای شاد زیستن هستید ؟ خوش شانسید! چون من راهش را بلدم ! " و کتابهای امضا شده اش را به آنان نشان می داد ، این طور شد که مشتری ها برای کتابهایش صف  کشیدند

بعد از کتابفروشی های شهر ، نوبت دبیرستانها ، دانشگاهها و ادارات سنگاپور بود و به همین شیوه کتابش را در فهرست پرفروش های سنگاپور ثبت کرد و راهی استرالیا شد

در استرالیا هم شهر به شهر کتاب فروخت و عازم مالزی شد ..... شش سال دور دنیا چرخید و کتابش را به همه شناساند

روزی که به نیویورک رسید ، همان روزی بود که ماندلای بزرگ به نیویورک می آمد ، اما خبرنگاران روزنامه ها و گزارشگران رادیو و تلویزیون گرداگردش حلقه زدند ،آخر " اندرو متیوس" نویسنده ی کتاب " راز شاد زیستن " ، پس از پشت سر گذاشتن دو میلیون کیلومتر و فروختن یک میلیون جلد کتاب و انجام هزار مصاحبه دیگر نویسنده ی گمنامی نبود



 برگرفته از کتاب از قلبتان پیروی کنید : اندرو متیوس

سایت دانلود کتاب سبز را امروز پیدا کردم ، کتابهایش قشنگ بود ، چند تایی را دانلود کردم و درباره ی بازاریابی کتاب مطالب زیادی هست که به مرور زمان درباره شان خواهم نوشت

  اما این داستان الهام بخش را عمداً در بخش بازاریابی کتاب آوردم ،تا بدانیم می شود گمنام بود و نویسنده ی پرفروش شد ، اگر کمر همت ببندیم و حاضر باشیم زندگیمان را رها کنیم ، کلی کفش پاره کنیم حرف های صد تا یک غاز بشنویم ، از نفس بیفتیم ، گریه کنیم ، اما هرگز و هرگز تسلیم نشویم

 ما می توانیم ، اگر حاضر باشیم بهایش را بپردازیم ، اگر آمادگی این را داشته باشیم که برای خودمان چک سفید امضا کنیم ، من این را می گویم ، چون بعد از نوشتن هر داستان یا مقاله کلی حرف مفت می شنوم ، اما می دانم فقط به حرفهای باارزش باید بها داد ، قدر خودتان را بدانید و برای خودتان چک سفید امضا کنید

 زمانی جیم کری چک سفیدی برای خودش امضا کرد ، هنگامی که پدرش درگذشت آن چک را در تابوت پدر گذاشت ، زیرا پدرش  تنها مشوق او بود ، همان کسی که به او می گفت:  پسر تو می توانی بهترین هنرپیشه ی کمدی شوی


همیشه یک نفر هست که به ما انگیزه ی لازم را برای موفق شدن می دهد ، شما به این شخص نیاز دارید ، او چه کسی است بهترین دوستان ( مثل دوست جین وبستر ) ، پدرتان مثل ( جیم کری ) یا ....

​M.T​



0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com