This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Saturday, September 27, 2014

​ Greeting Card



سلام ، اوقات خوشی داشته باشید

__________________________
یادآوری
Helen and Mary were sisters.
هلن و ماری خواهر بودند
Both sisters were about seventy-five and single.
هردو خواهر حدوداً هفتاد و پنج ساله بودند و مجرد
They had a small car,
آنها یک ماشین کوچک داشتند
One weekend they went to another town.
یک آخرهفته آنها به شهردیگری رفتند
Mary was driving along a street,
ماری درامتداد خیابانی رانندگی می کرد
then she turned right into a street which cars were not allowed to go into.
سپس پیچید به راست به خیابانی که ورود ماشینها ممنوع بود
A policeman blew his whistle, but Mary didn't stop.
یک افسر پلیس سوت زد ، اما ماری نایستاد
He followed them,
او آنها را تعقیب کرد
finally when they stopped, he said,' Didn't you hear me blow my whistle?'
سرانجام وقتی آنها نگه داشتند ، او گفت : صدای سوتم را نشنیدید؟
Mary said,' Yes, but Mummy told us never to stop when men whistle at us.'
ماری گفت : " چرا ، ولی مامان به ما گفت که هرگز واسه ی مردانی که برامون سوت می زنند واینسیم
________________________
​تمرین ​دیروز

Mark's hair was cut badly
موهای مارک بد اصلاح شده بود
He had not been to that barber's shop before
او به آرایشگاه قبلی نرفته بود
It was better than the one he used to go to before
آن بود بهتر از آنی که قبلاً عادت داشته به آنجا برود
His friend George advised him to choose the barber whose hair looked the worst
دوستش جورج بهش توصیه کرد که آرایشگری را انتخاب کند که موهایش بدترین به نظر می آید
Barbers cut each other's hair
آرایشگرها موهای همدیگر را اصلاح می کنند
The barber whose hair is cut the worst cannot be the worst barber
آرایشگری که موهاش بدترین اصلاح را دارد بدترین آرایشگر نمی تواند باشد
______________________________________________


​​Knowing me, Knowing you

من را بشناس ، خودت را شناختی

Shaun is the only relationship
expert you will ever need.

شاون بهترین متخصص روابط عاطفی است
که به دردت می خورد


from " The joy of Shaun"
_________________________

Greeting Card

Mrs. Harris's husband died when she was forty-five years old. She had a son, who was eighteen years old at that time.

Mrs. Harris was not a widow for very long . She met a nice man who was a few years older than she was, and two years after her first husband had died, she married for the second time. Her son, Peter, was twenty years old then.

Mrs. Harris had a nice, quits' wedding in the village church, and after that, they had the usual party at her house for her family and her new husband's, and for some of their friends , but Peter was very late for the party. At last he hurried in, kissed his mother, and said,' I'm sorry . I'm late, Mum, but I've been looking everywhere for a card which says," To my Mother, for her wedding," and I haven't been able to find one.'
کارت تبریک

وقتی خانم هریس چهل و پنج ساله بود ، شوهرش فوت کرد . او پسری داشت که در آن زمان هجده ساله بود

خانم هریس برای مدتی طولانی بیوه نماند . او با مرد خوبی که چند سالی ازش بزرگتر بود آشنا شد و دو سال بعد از مرگ همسر اولش ، ا برای دومین بار ازدواج کرد. پسرش پیتر آن وقت بیست ساله بود

خانم هریس جشن عروسی بسیار خوبی در کلیسای روستا برگزار کرد و بعد از آن آنها یک مهمانی در خانه اش برای خانواده ی خودش و همسرش و دوستانشان گرفتند ، اما پیتر خیلی دیر به مهمانی رسید. سرانجام او با عجله وارد شد، مادرش را بوسید و گفت : " مامان ، منو ببخش که دیر آمدم. همه جا رو برای پیدا کردن کارتی که روش نوشته باشه :" به مامانم برای عروسیش " ، گشتم ولی نتونستم پیدا کنم

______________________
تمرین

خانم هریس بیست و پنج ساله بود وقتی پیتر متولد شد
او چهل و هفت ساله بود وقتی با شوهر دومش ازدواج کرد
او در خانه روستاییش با او ( همسرش) ازدواج کرد
پیتر در یک مغازه ی کارت فروشی بود وقتی جشن عروسی مادرش شروع شد
او کارتی را که می خواست در آخرین مغازه پیدا کرد
او کارتی را که می خواست پیدا نکرد
________________
زمان ماضی بعید

Subject + had + pp
After I had finished writing the email , I sent it
بعد از آنکه نوشتن ایمیل را تمام کردم ، آن را ارسال کردم

برای سؤالی کردان جای had را با مبتدا عوض می کنیم
I had finished reading that book when he came home.
Had
you finished reading that book when he came home?
وقتی او به خانه آمد خواندن کتاب را تمام کرده بودی؟

برای منفی کردن یک not بعد از had می گذاریم
I had not finished reading that book when he came home.
وقتی او به خانه رسید خواندن آن کتاب را تمام نکرده بودم
______________________________________


وازه کلیدی امروز  Weddingاست

اسم
Wedding  جشن عروسی
Widow بیوه ، بیوه زن
 Widower بیوه مرد
 honey عزیز، عزیزم ، آدم نازنین ، محشر
honeymoon ماه عسل

________________________
فعل
to wed ازدواج کردن ،ازدواج کردن با
 to honeymoon
ماه عسل را گذراندن
_______________________________
صفت
widowed بیوه ، بیوه شده ، همسر از دست داده
hurried
عجولانه ، شتاب زده ، هول هولکی
________________________________________
hurry up! عجله کن
There's no hurry= I'm in no hurry عجله ای در کار نیست


آغاز سال تحصیلی جدید بر همه ی دانش آموزان گرامی باد

Have a great weekend
M.T


M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com