This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Tuesday, September 16, 2014

​ I'm confused about..



" ســــلامت می کنم با برگ چایی
که هر وقت می خوری یـادم بیایی "
____________________________________________

یادآوری


آقای جونز عاشق کوهنوردی بود و به سوئیس رفت
Mr. Jones was fond of climbing mountains, and he went to Switzerland.
او تصمیم گرفت از یک کوه سخت بالا برود
He decided to climb a difficult mountain.
او یک راهنمای خوب پیدا کرد
He found a good guide.
اولش صعود سختی نبود
At first it was not a difficult climb.
اما بعد راهنما گفت : اینجا خیلی خطرناکه
But then the guide said,' here is a very dangerous place.
تو به سادگی می افتی و مستقیم یک مسافت طولانی رو پایین می ری
You fall easily , and you will fall straight down a long way
اما درحالیکه داری می ری پایین ، سمت راست را نگاه کن ، یک منظره زیبا آنجاست
But While you are going down , look at on the right, there is a beautiful view there.
________________________
تمرین ​دیروز

بازرگان می خواست شب کمتر بخوابد
​The businessman wanted to sleep less at night.​

بازرگان در خواب شبانه مشکل داشت ، چون به اندازه ی کافی آرامش نداشت
​The businessman had trouble in sleeping at night because he did not relax enough.​

بازرگان هیچ تفریحی نداشت ، چون او می خواست آسوده باشد وقتی که مشغول نبود
​The businessman did not have any hobbies, because he wanted to relax when he was not busy.​

دکتر گفت او ظرف 5 سال می میرد ، مگر اینکه چند تا سرگرمی یاد بگیرد و آسوده باشد در حالیکه آنها را انجام می دهد
​The doctor said that he would be dead in five years unless he learned some hobbies and relaxed while he was doing them.​

تاجر یک سرگرمی جدید را شروع کرد ، ولی آن را درحالی که آرامش نداشت انجام می داد
​The businessman started a hobby, but he did not relax while he was doing it.​

_______________




I'm confused about ...

Mary's mother was nearly seventy, and Mary and her husband wanted to give the old lady a nice birthday present. She liked drinking tea, so Mary ordered an electric machine which made the tea and then woke you up in the morning. She wrapped it up in pretty paper and brought it to her mother on her birthday.Then her mother opened the package. Mary showed her how to use it.

' Before you go to bed, put the tea in the pot and the water in the kettle,' she explained to the old lady, ' and don't forget to switch the electricity on. Then, when you wake up in the morning, your tea will be ready.'

After a few days, Mary's mother rang up and said,' Perhaps I'm being rather silly, but there's one thing I'm confused about: why do I have to go to bed to make the tea?'




من گیج شده ام 

​مادر ماری نزدیک هفتاد بود و ماری و شوهرش می خواستند یک هدیه ی تولد خوب به بانوی مسن بدهند . او از نوشیدن چای لذت می برد ، بنابراین ماری دستگاهی برقی را سفارش داد که چای را دم می کرد و هنگام صبح بیدارت می کرد

او هدیه اش را با کاغذ کادوی زیبا بسته بندی کرد و روز تولد مادرش آن را برایش آورد . مادرش بسته را باز کرد و ماری طرز کار دستگاه را بهش نشان داد و توضیح داد

قبل از اینکه به رختخواب بری ، درون کتری مقداری آب و چای بریز. یادت نره دستگاه را روشن کنی ، وقتی صبح از خواب پا شدی ، چایت حاضره

چند روز بعد ، مادر ماری بهش زنگ زد و گفت : شاید من کمی احمقم ، اما یک کم گیج شده ام ، چرا باید برای درست کردن چای به رختخواب برم؟


______________________



​تمرین

مادر ماری مسن بود
او چای را خیلی دوست نداشت
ماری هدیه ی زیبا یی با پست برای مادرش فرستاد
دستگاه خودش در صبح روشن می شد
کتری به برق نیازی نداشت
مادر ماری خیال می کرد که تنها وقتی در رختخواب است می تواند چای درست کند

______________________________
__

May I someday buy you something simply
because it reminds me of you

خدا کند روزی چیزی برایت بخرم ،
صرفاً چون مرا به یاد تو انداخته است

______________________________

حال کامل استمراری

I have been studying English since I got up.
از وقتی که از خواب بیدار شدم ، دارم انگلیسی مطالعه می کنم


گفتیم که این زمان مشابه حال کامل است ، اما بر پیوستگی کار و تازگی آن تأکید بیشتری دارد


تفاوتهای حال کامل و حال کامل استمراری


حال کامل استمراری بر پیوستگی کار تأکید می کند ، بنابراین اگر در جمله دفعات انجام یک کار ذکر شود ، مسلماً نمی توان آن جمله را با حال کامل استمراری بیان کرد

او امروز دو بار تلفن کرده است
She has called two times today

واژه های و عباراتی مثل all morning ( تمام طول صبح ) ، all day long ( تمام طول روز ) ، all week ( تمام هفته ) و ... که پیوستگی را می رسانند ، بهتر است با حال کامل استمراری به کار روند

Gloria has been crying all day long.
گلوریا تمام طول روز گریه کرده است
 


وقتی  فعل استمرار ندارد مثل finish یا استمراری به کار نمی رود مانند see , hear از حال کامل استمراری استفاده نمی کنیم و حال کامل را به کار می بریم

I have finally finished that book.



بسیاری از افعال را نمی توان با حال کامل استمراری به کار برد

The plane is arriving .
هواپیما در حال رسیدن است
هواپیما فقط یک بار می رسه




حال کامل استمراری تازگی بیشتری را نسبت به حال کامل می رساند

He has made a lot of money since 1958
او پول زیادی را به هم زده است
She has been making a lot of money since she began a new job seven months ago.
از هفت ماه قبل که کار جدیدش را شروع کرده ، پول زیادی بهم زده است



درحال کامل استمراری روی طول دوره تأکید داریم و تمام شدن کار اهمیت چندانی ندارد

Ali's clothes are covered in paint. He has been painting.
لباس علی رنگی است ، او مشغول نقاشی است


The ceiling was white. Now it is blue. Ali has painted it.
سقف سفید بود ، حالا آبی است. علی آن را نفاشی کرده است
_________________________________________



All the Best
M.T



M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com