This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Saturday, September 20, 2014

Never Stop!




سلام ، صبح بخیر
____________________________________________


یادآوری
Mr and Mrs. Reece were farmers.
خانم و آقای ریس کشاورز بودند
They worked very hard, and ate a lot.
آنها خیلی سخت کار می کردند و خیلی غذا می خوردند
They decided to go to cinema.
آنها تصمیم گرفتند به سینما بروند
So they  went to Portsmouth by train.
بنابراین با قطار به پورتسماث رفتند
When they arrived in Portsmouth , walked about an hour.
وقتی به پورتسماث رسیدند در حدود یک ساعت قدم زدند
Then they were hungry, and wanted to have a meal.
بعد آنها گرسنه شدند و خواستند یک وعده صرف کنند
They saw a notice in front of a restaurant : ' Lunch; 12.30 to 2.30 : 1.50 pound
آنها یک آگهی جلوی یک رستوران دیدند : ناهار از دوازده و نیم تا دو نیم : یک و نیم پوند
Mrs. Reece said to her husband happily,' This is the place for us; we can eat for two hours for 1.50 pound here.
خانم ریس با خوشحالی به شوهرش گفت : اینجا جای ماست ، ما می تونیم برای دو ساعت با یک و نیم پوند غذا بخوریم
________________________
تمرین ​دیروز

هنگامیکه خانم اسکات خانه ی جدیدش را خرید ، او دیوارهای رنگ شده ، نداشت
when Mrs. Scott bought her new house, she did not have the wall painted
او پرده هایی را که مالک قبلی داشت ، نگه داشت
She kept the curtains which the last owner had had.
او پرده هایی را دوست داشت که رنگشان مشابه دیوارها بود
She liked curtains whose color was rather like the walls.
او پرده هایی را دوست داشت که رنگشان متفاوت با دیوارها بود
She liked curtains whose color was very different from the walls.
شانه ی او و پرده ها رنگ مشابهی داشتند
Her comb and the curtains were the same color.
شانه ی او و دیوارها رنگ یکسانی داشتند
Her comb and the walls were the same color.
_______________



Never Stop!

​Helen lived with her sister Mary. Both of them were about seventy five years old, and neither of them had ever married. They had a small, old car, and when they wanted to go somewhere , which they did very rarely, Mary always drove, because her eyes were better.


One weekend they drove to a large town to look at some things which they had read about in the newspaper. Neither of them had been to that town before.


They were driving along in a lot of traffic when they turned right into a street which cars were not allowed to go into. There was a policeman there, and he blew his whistle , but Mary did not stop , so he got on to his motor-cycle and followed them.


After he had ordered them to stop , he said,' Didn't you hear me blow my whistle?'


' Yes, we did,' admitted Mary politely,' but Mummy told us never to stop when men whistle at us.'


هرگز نایست

هلن با خواهرش ماری زندگی می کرد ، هر دوشون تقریباً هفتادو پنج ساله بودند و هیچ کدام هرگز ازدواج نکرده بودند. آنها ماشینی کوچک و قدیمی داشتند و هر وقت می خواستند به جایی بروند ،که به ندرت آنجا می رفتند ، ماری ماشین را می راند ، چون دیدش بهتر بود

یک هفته آنها به شهرستان بزرگی رانندگی کردند  که درباره اش در روزنامه خوانده بودند ، هیچ یک از آنها قبلاً به آنجا نرفته بود

آنها در یک ترافیک سنگین رانندگی کردند که به دست راست  در خیابانی که ماشینها اجازه ی ورود به آن را نداشتند ، پیچیدند . افسر پلیسی آنجا بود که در سوتش دمید. اما ماری نگه نداشت ، به همین خاطر افسر سوار موتور سیکلتش شد و آنها را دنبال کرد

بعد او به آنها دستور داد که بایستند و گفت :« صدای سوت منو نشنیدید؟"

ماری مؤدبانه تأیید کرد و گفت :« بله ، شنیدیم . اما مامان به ما گفت که هرگز وقتی مردها برامون سوت زدند ، نایستیم

 


______________________


​​
​تمرین

هلن و ماری خواهر بودند
آنها نسبتاً جوان بودند
آنها هردو متأهل بودند
ماری ماشین آنها را راند
روزی یک افسر پلیس سعی کرد او را متوقف کند
او توقف نکرد ، چون او صدای سوت را نشنیده بود
________________
​Either ,Neither & Both

واژه Both با اسم و فعل جمع به کار می رود ، برعکس  Either & Neither با اسم مفرد وفعل مفرد به کار می رود

Both children go to school.
هردوتا بچه به مدرسه می روند
Neither child goes to school.
هیچ کدام از بچه ها به مدرسه نمی روند
Either child goes to school
هر بچه ای به مدرسه می رود
---- ---- ----
Neither of , Either of , None of, any of


به دنبال این ترکیبات اسم به صورت جمع و فعل به صورت مفرد یا جمع به کار می رود

Neither of my friends has/have a car.
None of my friends has / have a car.
Does/ Do any the children play musical instrument.
Either of the girls speaks/ speak a foreign language.

به دنبال اصطلاح Neither ... nor  نیز فعل می تواند به صورت جمع یا مفرد بیاید

Neither the television nor the video works/ work properly.
______________________________________________

اسم
Whistle سوت ، صدای سوت
______________

فعل
to whistle سوت زدن ، سوت کشیدن
 to order دستور دادن ، امر کردن ، سفارش دادن ، حواله کردن
 to blow  وزیدن ، باد آمدن ، باد بردن ، فوت کردن
تصدیق کردن ، راه دادن ، اجازه ورود دادن ، پذیرفتن ، اقرار کردن to admit

_______________________________
صفت
Both هردو ، هردو تا ، هم ... هم
 Neither هیچ کدام ، هیچ کدام از ، هیچ یک از ، نه

________________________________________
قید
rarely به ندرت ، گهگاه
somewhere جایی ، یک جایی
both ، هر دو ،هم... هم
neither  هیچ یک ، نه ..نه
_____________________________
Neither here nor there
بی اهمیت ، بی ربط
________________________________________


Unexpected News
M.T






0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com