This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Friday, September 26, 2014

The worst barber




صبح بخیر، یک هفته ی پر از انرژی و نشاط داشته باشید

__________________________
یادآوری
Mrs. Scott bought a new house last year.
خانم اسکات سال پیش خانه ای جدید خرید
Its wall had painted , but its windows hadn't curtains.
دیوارها رنگ شده بود ، اما پنجره هایش پرده نداشتند
She wanted to buy the new curtains whose colors would go with the walls.
او می خواست پرده های جدید به دیوارها بیایند
Her comb was exactly the same color as the walls.
رنگ شانه اش دقیقاً مشابه دیوارها بود
She took it with her whenever she went to look for cloth for curtains.
هر جایی برای جستجوی پارچه ی پرده ای می رفت ، آن را با خوش می برد
One time she showed her comb to shopkeeper, and they looked at cloths for a long time.
یک بار او شانه اش را به مغازه دار نشان داد و آنها مدتی پارچه ها را دیدند
Then man was tired and suggested that she'd better buy some cloth which she likes ,
مرد خسته شد وبه او پیشنهاد کرد بهتر پارچه ای را که دوست دارد بخرد و بعد دنبال شانه ای بگردد که به پارچه بیاید
and then find another comb which was like that cloth.

________________________
​تمرین ​دیروز

پت همسرش را با خودش به انگلستان آورد
Pat brought his wife to England with him.
او همه ی پولهایش را خرج نمی کرد
He did not spend all his money.
مادر خانمش هم به انگلستان آمد ، چون بیمار بود
His mother-in-law came to England too, because she was ill.
پت برای دیدن مادر خانمش رفت ، چون او ( مادر خانم ) بیمار بود
Pat went to see his mother-in-law because she was ill.
پت بعد از یک هفته نامه ای به همسرش نوشت
Pat wrote a letter to his wife after a week.
او از همسرش خواست دست خط بد و غلطهای املایی کشیش را ببخشد
He asked his wife to excuse the priest's bad writing and spelling.




Find Love again

عشق را دوباره پیدا کن

For fell emotionally whole

تا کمال عاطفی را حس کنی


from " The joy of Shaun"
_________________________

​​
The worst barber

Mark went to a barber's shop and had his hair cut, but when he came out, he was not happy with the result, and when his friends George saw him, he laughed and said, ' What's happened to your hair, Mark?

Mark said,' I tried a new barber's shop today, because I wasn't at all satisfied with my old one , but this one seems even worse.'

George agreed.' yes, I think you're right,Mark. Now I'll tell you what to do next time you go into a barber's shop: look at all the barbers' hair, and then go to the one whose own hair has been cut the worst.'

' The one whose hair's been cut the worst?' Mark repeated. ' But that would be foolish!'

' Oh, no, it wouldn't ,' answered George,' who do you think cut that man's hair? He couldn't cut it himself, could he? Another of the barbers cut it---- and he must have been a worse barber than the one whose hair he cut.'
بدترین آرایشگر

مارک به یک آرایشگاه رفت و موهاش را کوتاه کرد. بعد از خروج از آرایشگاه از نتیجه راضی نبود و هنگامیکه دوستش جورج او را دید ، خندید و گفت :« چه بلایی سر موهات اومده ، مارک؟؟

مارک گفت: « من یک آرایشگاه جدید را امتحان کردم ، چون از قبلی راضی نبودم ولی به نظر می رسه که این یکی بدتراست »
جورج موافقت کرد : « بله ، مارک ، حق با توئه . حالا بهت می گم دفعه ی بعد که رفتی آرایشگاه چی کار کنی . به موی همه ی آرایشگرها نگاه کن ، بعد برو پیش کسی که موهاش بدتر از همه اصلاح شده است .

مارک تکرار کرد: " کسی که موهاش بدتر از همه است ؟؟ اما این احمقانه است

جورج جواب داد:« اوه ، نه ، اون نیست . فکر می کنی کی موهای اون مرد را اصلاح کرده ؟ خودش نمی تونسته ، می تونسته ؟ آرایشگر دیگری آن را اصلاح کرده است و اون بایستی آرایشگر بدتری از این مرد آرایشگر باشه



______________________


تمرین

موهای مارک بد اصلاح شده بود
او به آرایشگاه قبلی نرفته بود
آن بود بهتر از آنی که قبلاً عادت داشته به آنجا برود
دوستش جورج بهش توصیه کرد که آرایشگری را انتخاب کند که موهایش بدترین به نظر می آید
آرایشگرها موهای همدیگر را اصلاح می کنند
آرایشگری که موهاش بدترین اصلاح را دارد بدترین آرایشگر نمی تواند باشد
________________
زمان ماضی بعید

Subject + had + pp
After he had gone we had lunch.
بعد از این که او رفت ما ناهار خوردیم

I had gone
You had gone
She/He/ It had gone
We had gone
You had gone
They had gone

وقتی دو حادثه در گذشته رخ می دهند که یکی مقدم بر دیگری است . اولی ( گذشته ی دورتر ) را با ماضی بعید و دومی ( گذشته ی نزدیکتر ) را با گذشته ی ساده بیان می کنیم

When I got home, my sister had done her homework.
وقتی من به خانه رسیدم ، خواهرم تکالیفش را انجام داده بود

در این مثال انجام دادن تکالیف قبل از رسیدن من اتفاق افتاده است ، پس برای آن گذشته دور ( ماضی بعید) به کار می بریم

معمولا جملاتی که  بعد از Before یا  By the time می آیند  می توان از ماضی بعید استفاده کرد

Before I arrived, the library had closed.
کتابخانه بسته بود ، قبل از اینکه من برسم
By the time I got there, she had left.
تا وقتیکه که به آنجا رسیدم ، او رفته بود

برای تقدم : ماضی بعید و تأخر : گذشته ی ساده را به کار می بریم . ماضی بعید در فارسی از اسم مفعول  فعل اصلی + مصدر بودن  ساخته می شود :  رفته بودم ، اما در ترجمه ی جملات انگلیسی به فارسی نیازی نیست ، از این قانون پیروی کنیم ، گاهی بهتر است جملات ماضی بعید انگلیسی را به گذشته ی ساده ترجمه کنیم .

______________________________________

وازه کلیدی امروز  Satisfaction است

اسم
Satisfaction رضایت ، خشنودی ، مایه ی مسرت
 hair  مو، موها ، تار مو ، پرز، کرک ، ذره
haircut  اصلاح مو ، مدل مو
hairdresser سلمانی ، آرایشگر
 hairdressing  آرایش مو ، مدل مو
hairstyle مدل آرایش مو

________________________
فعل
to satisfy راضی کردن ، فانع کردن
_______________________________
صفت
satisfied  راضی ، خرسند، حاکی ار رضایت ، قانع ، متقاعد
satisfying  راضی
کننده ، قانع کننده ، کافی
________________________________________

not turn a hair خم به ابرو نیاوردن ، از جا در نرفتن
split hairs مته به خشخاش گذاشتن
make one's hair stand on end از چیزی مو به تن کسی سیخ شدن

آغاز سال تحصیلی جدید بر همه ی دانش آموزان گرامی باد

All the Best
M.T



M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com