This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Friday, October 24, 2014

A boring report



سلام ، به امید یک هفته ی فوق العاده جالب

________________________
تمرین دیروز
​آقای ادواردز از حزب کارگر بود
Mr.Edwards was for the Labour Party.
مرد سوم طرف آقای ادواردز بود
The third man was on Mr.Edwards's side.
آقای ادواردز و مرد سوم درباره ی سیاست توافق نداشتند
Mr.Edwards and the third man disagreed about politics.
هر یک توافق کرد به حزب خودش رأی بدهد
Each agreed to vote for his own party.
آنها توافق کردند که اصلاَ رأی ندهند
They agreed not to vote at all.
سازش به حزب کارگر کمک کرد​
The agreement helped the Labour Party.

______________________________

A boring report

George was a newspaper reporter who worked for a small local newspaper in a country town. Nothing much ever happened there. One day George's boss sent for him.

' George,' he said,' James Bright is making a speech at the Town Hall tonight. I want you to go and report on it for us.'

' James Bright?' said George. ' He's a terrible old fool. He never says anything worth reporting.'

'Bright is our best-known local politician, ' said the boss. ' We'll have to print a report on that speech.'

So George went to the meeting and Bright spoke for tow hours without stopping . When George got back to the office at last, the boss was waiting for him.

' Well, George,' he said. ' What did the old man say?'
' Absolutely nothing,' said George.

The boss wasn't surprised . ' All right, George,' he said.' You'd better not write more than two and a half columns on it.'


یک گزارش خسته کننده

جورج خبرنگار روزنامه بود و برای یک روزنامه ی کوچک محلی در شهرستانی کار می کرد. بیشتر اوقات هیچی آنجا اتفاق نمی افتاد
یک روز رئیس جورج دنبالش فرستاد

او گفت :« جورج ، امشب جیمز برایت در تالار شهر سخنرانی می کند. می خواهم بری و درباره اش برامون گزارش تهیه کنی

جورج گفت:« جیمز برایت؟ او یک پیر خرفته . او هیچ وقت چیز با ارزشی برای گزارش نمی گوید
رئیس گفت :« برایت بهترین سیاستمدار منطقه ی ماست. ما ناچاریم درباره ی سخنرانیش یک خبر چاپ کنیم

به همین دلیل جورج به گردهمایی رفت و برایت دو ساعت بی وقفه حرف زد. بالاخره وقتی جورج به دفتر برگشت ، رئیس منتظرش بود
او گفت :« خب ، جورج ، او پیرمرد چی گفت؟
جورج گفت :« مسلماً هیچی

رئیس تعجب نکرد و گفت :« بسیار خب ، جورج. بیشتر از دو ستون و نیم درباره اش ننویس


__________________________________________

​تمرین

جورج یک روزنامه نگار بود
جیمز برایت هم یک خبرنگار بود
جورج نظر بلندی از جیمز برایت نداشت
جیمز برایت برای مدتی طولانی صحبت کرد
رئیس جورج به او گفت که نسبتاً زیاد درباره ی سخنرانی او بنویسد

______________________________
​اسم

absolute در هندسه ی فضایی  اقلیدس دایره نامحدود
column ستون ، پایه ، رکن ، عمود
fool ابله ، نادان ، دلقک ، خرفت
politician سیاست مدار ، اهل سیاست
reportage گزارش ، رپرتاژ
reporter مخبر، گزارشگر ، خبرنگار
report خبر ، اشعار ، شهرت ، انتشار، صدا
journalist روزنامه نگار


_______________________________

​صفت​

absolute​ مطلق ، مستقل ، کامل ، استبدادی ، خودرأی
fool سبک مغز ، ابله
terrible وحشتناک ، هولناک ، سهمناک ، بسیار بد
reported معروف
reportable گزارش دادنی
local محلی ، موضعی ، محدود به یک محل

__________________________

​فعل ​

​to fool خرفت کردن ، گول زدن ، فریب دادن، دست انداختن
to report گزارش دادن
______________________________

April Fools' Day روز دروغ و شوخی ، روز اول آوریل


All the best
M.T



M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com