This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Saturday, October 25, 2014

A shooter bear




سلام
در و دیوار شهر سیاهپوش شدن آخر  ایام سوگواری سالار شهیدان است


________________________
تمرین دیروز

جورج یک روزنامه نگار بود
George was a journalist.
جیمز برایت هم یک خبرنگار بود
James Bright was a reporter too.
جورج نظر بلندی از جیمز برایت نداشت
George did not have a high opinion of James Bright.
جیمز برایت برای مدتی طولانی صحبت کرد
James Bright spoke for a long time.
رئیس جورج به او گفت که نسبتاً زیاد درباره ی سخنرانی او بنویسد
George's boss told him to write quite a lot about his speech.

______________________________


A shooter bear

Mr.Grey liked shooting very much, but he did not get much practice at shooting wild animals, and he was not very good at it. One of his troubles was that his eyes were not very good and he had to wear glasses. When it rained and his glasses got wet, he could not see very well.

One day he was invited to go out shooting bears in the mountains. It was rather a rainy day, and by mistake Mr.Grey shot at one of the other hunters and hit him in the leg.

There was a court case about this, and at it the lawyer for the other man said, ' Why did you shoot at Mr.Robinson?'
Mr.Grey answered, 'I thought that he was a bear.'
'When did you realize that you were wrong?' the lawyer asked.
'When the bear began to shoot back at me,' Mr.Grey answered.


خرس تیرانداز

آقای گری تیراندازی را خیلی دوست داشت ، اما تمرین زیادی در تیراندازی به حیوانات وحشی نداشت و کارش خوب نبود. یکی از مشکلاتش هم این بود که چشماش خیلی خوب نمی دیدند و او مجبور بود عینک بزند. هر وقت باران می بارید شیشه های عینکش بارانی می شدند و او نمی توانست خیلی خوب ببیند

یک روز او برای رفتن به شکار خرس در کوهستان دعوت شد. یک روز شدیداً بارانی بود و آقای گری اشتباهی به شکارچی دیگری شلیک کرد و به پایش گلوله زد

دادگاهی درباره ی این پرونده تشکیل شد و وکیل مرد دیگر گفت :« چرا به آقای رابینسون شلیک کردید ؟»
آقای گری جواب داد:« فکر کردم اون خرسه .»
وکیل پرسید :« کی فهمیدید که اشتباه کردید؟»
آقای گری جواب داد:« وقتی خرس شروع کرد به تیراندازی به من .»


__________________________________________

​تمرین


آقای گری از تیراندازی لذت می برد و در آن خیلی خوب بود
او فقط می توانست خوب شلیک کند وقتی هوا بارانی بود
او به جای خرس به شکارچی دیگری زد
او در دادگاه برای تیراندازی به شکارچی دیگر محاکمه شد.
او گفت که به شکارچی دیگر تیر زده چون او با خرس اشتباه گرفته بود
یک خرس شروع کرد به تیراندازی به آقای گری


______________________________
​اسم
shoot جوانه ، شکار ، فرزند ، انشعاب ، حرکت تند و چابک ، رگه ی معدن
 shooter تیرانداز
hunt صید ، نخجیر ، شکار ، جستجو
wet تری ، رطوبت
shooting شکار ، تیراندازی ، فیلم برداری
shoot-out جنگ تن به تن

_______________________________

​صفت​
wet مرطوب ، خیس ، بارانی ، اشکبار
shooting مربوط به شکار
__________________________

​فعل ​

​to hunt شکار کردن صید کردن ، تفحص کردن ، جستجو کردن در                  
​to wet نمناک کردن ، مرطوب کردن ، خیس شدن ، خیس کردن
to try محاکمه شدن
to shoot تیر در کردن، گلوله زدن ، فیلمبرداری کردن ، آمپول زدن ، جوانه زدن
to shoot down سرنگون کردن هواپیما ، بالگرد ، موشک
to shoot up سربرآوردن ، بالیدن ، مواد مخدر را تو رگ زدن
to shoot sb down کسی را مسخره کردن
______________________________

 shoot the breeze/bullگپ زدن ، حرفهای صد تا یک غاز زدن 
shoot oneself in the foot خود را گرفتار کسی کردن



Have fun
M.T



M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com