This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Saturday, October 18, 2014

Don't shout,please



صبح بخیر

______________________________

تمرین ​دیروز
آقای اندروز بعد از ترک دانشگاه بیکار بود
Mr. Andrews was unemployed after he left the university.
آقای اندروز مردی بلندپرواز بود
Mr. Andrews was an ambitious man.
​او کاری ساکت ، آسان را ترجیح می داد
He preferred a quiet , easy job.
او در اشتیاق گرفتن مسئولیت بود
 He was willing to take responsibility.
مردی که به او نامه نوشت از کارش در آن زمان راضی بود
The man who wrote to him was satisfied with his own job at that time.
مرد دیگری در جستجوی کاری بهتر از آقای اندروز بود
The other man was looking for a better job than Mr. Andrews was.
 
_____________________________________________________


Don't shout , please

Mr. Richards worked in a shop which sold, cleaned and repaired hearing-aids. One day an old gentleman entered and put one down in front of him without saying a word.

' What's the matter with it?' Mr. Richards said. The man did not answer. Of course Mr. Richards thought that the man must be deaf and that his hearing-aid must be faulty, so he said again, more loudly, ' What's wrong with your hearing-aid , sir?' Again the man said nothing , so Mr. Richards shouted his question again as loudly as he could.

The man then took a pen and a piece of paper and wrote,' It isn't necessary to shout when you're speaking to me. My ears are as good as yours. This hearing-aid is my wife's , not mine. I've just had a throat operation , and my problem is not that I can't hear, but that I can't speak.


لطفاً داد نزن

آقای ریچاردز در فروشگاهی کار می کرد که سمعکها را می فروخت ، پاک می کرد و تعمیر می کرد . روزی آقای مسنی وارد شد و بدون این که کلمه ای بگوید سمعکی را جلویش گذاشت

آقای ریچاردز گفت :« مشکلش چیه؟» . مرد جوابی نداد. البته آقای ریچاردز خیال کرد که مرد باید ناشنوا باشد و سمعکش هم باید خراب باشد، پس دوباره با صدای بلند گفت :« آقا با سمعکتون چه مشکلی دارید ؟» مرد دوباره هیچی نگفت. و آقای ریچاردز دوباره سوالش را با بلندترین صدایی که می توانست فریاد زد .

مرد یک تکه کاغذ و خودکار برداشت و نوشت :« لازم نیست وقتی با من حرف می زنید داد بزنید . گوشهای من به خوبی گوش های شماست. این سمعک برای خانمم هست نه برای من . من تازگی حلقم را جراحی کرده ام و مشکلم این نیست که نمی توانم بشنوم ، بلکه این که من نمی توانم صحبت کنم .»

_______________________________________
​​
تمرین

آقایی مسن یک سمعک به فروشگاهی که آقای ریچاردز کار می کرد آورد
مرد به سؤال آقای ریچاردز جواب نداد زیرا ناشنوا بود
آقای ریچاردز سؤالش را نوشت زیرا آن آفای مسن نمی توانست او را بشنود
آقای مسن به پرسش آقای ریچاردز با نوشتن جواب داد
سمعک برای آقای مسن بود
آقای مسن نمی توانست صحبت کند
_________________________

اسم

hearing شنوایی ، سامعه ، گزارش ، رسیدگی به محاکمه
hearsay آوازه ، شایعه  چیز شنیده ، مسموعات
ear گوش ، سنبله ، غول
earring گوشواره
earphone سمعک ، بلندگوی گوشی
hearing-aid سمعک
earshot صدا رس ، گوش رس
throat حلق ، گلو ،نای
sore throat گلودرد
operation عمل جراحی ، ساخت ، اداره
operations عملیات
_______________________________
فعل

​to hear گوش دادن ، شنیدن
to hearken گوش دادن به ، گوش کردن به ، به گوش دل پذیرفتن
to throat از گلو ادا کردن
clear the throat سینه صاف کردن

_____________________________
صفت
earsplitting گوش خراش ، پرسرو صدا
faulty معیوب ، ناقص ، مقصر ، نکوهیده

______________________________

Hear Hear ! احسنت موافقم
Won't hear of doing sth موافق انجام کاری نبودن
give sb a ( fair) hearing مجال حرف زدن به کسی دادن


Have a great weekend
​M.T









0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com