This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Wednesday, October 8, 2014

Driving-license



" امروز خورشیدی تازه برایم می تابد ، همه ی طبیعت زندگی می کند و جان تازه ای می گیرد ، به نظر می رسد همه چیز درباره ی شور و اشتیاق من صحبت می کند و مرا به گرامی داشتن آن فرا می خواند. "  آن د لنکلاس

سلام
________________________________________

تمرین ​دیروز

The guards in the prison in Iceland were on the farms with the prisoners during the day
نگهبانان زندانی در ایسلند در طی روز همراه زندانیان در مزارع بودند
The prisoners had to have their evening meal on the farms
زندانیان مجبور بودند غذایشان را در مزارع صرف کنند
They spent the night in the prison
آنها شب را در زندان می گذراندند
One prisoner had his meal on a farm one evening
شبی یک زندانی غذایش را در مزرعه ای خورد
The guard did not like opening the gate late at night, because he was afraid
نگهبان از باز کردن در آن وقت شب خوشش نمی آمد چون او می ترسید
He did not let the prisoner in
او زندانی را به داخل راه نداد
______________________________________________



Two's company

همراهي دو نفره

Monogamy is often an underrated
quality in a relationship


تک همسري معمولاً موضوعي است که در
روابط دست کم گرفته مي شود

from " The joy of Shaun"


_____________________________________________________


​​​

 Driving-license

Harry Marsh was a driving examiner who had to test people who wanted to get a driving-license. One day he came out of his office as usual and saw a car at the side of the road, with a young man in it. He got into the car beside the driver and told him to check the lights, then the brakes and then all the other usual things. The driver performed everything promptly and faultlessly, without saying a word!

Then Harry told the driver to start his engine and drive forward. Then he told him to turn right into a side road, stop, go backwards into another side road and then drive to the office again.

One the way, the driver said to Harry politely, ' Could you please tell me why we are doing all these things? I was passing through this town and only stopped to look at my map.'


گواهینامه ی رانندگی

هری مارش یک ممتحن رانندگی بود و از مردمی که قصد گرفتن گواهینامه را داشتند، آزمون می گرفت. یک روز او  مطابق معمول از دفترش بیرون آمد وکنار خیابان ماشینی را دید که مرد جوانی در آن بود. او سوار ماشین شد پهلوی  راننده نشست و به او گفت که چراغها را چک کند ، بعد ترمزها و بعد بقیه ی  چیزهای معمول. راننده بدون گفتن یک کلمه هر کاری را فوری و بی اشتباه انجام می داد

بعد هری به راننده گفت که ماشین را روشن  و حرکت کند ، سپس به او گفت که به دست راست به خیابان بغلی بپیچد ، نگه دارد ، دنده عقب به خیابان کناری برود و سپس دوباره تا دفتر براند

در راه راننده مؤدبانه به هری گفت :« می شه بگید چرا ما این کارها رو انجام می دیم؟ من داشتم از این شهر می گذشتم و فقط ایستادم تا نگاهی به نقشه بیاندازم



______________________


​​
تمرین

مردمی که می خواستند گواهینامه بگیرند باید اول یک امتحان می دادند
اگر راننده می توانست همه ی چیزها مثل چراغها و ترمزها را چک کند هری قبولش می کرد
مرد جوان یک عالمه اشتباه در اجرایش داشت
هری اشتباهی یک آزمون رانندگی از مرد جوان گرفت
هری می خواست مرد جوان با او تا دفترش رانندگی کند چون دیرش شده بود
مرد جوان واقعاً برای آزمون رانندگی نیامده بود



________________


واژه ی کلیدی امروز examاست
اسم
exam امتحان
 examination امتحان
examinerممتحن
 promotion ترفیع ، تشویق ، کمک ، آگهی تبلیغاتی
prompting اصرار ، پافشاری ، چانه

 
_________________________

فعل
to perform انجام دادن ، اجرا کردن ، نواختن ، زدن ، کار کردن
 to prompt موجب شدن ، واداشتن ، تشویق  کردن به گفتن ، ادامه دادن   ​
________________________________________
صفت


prompt فوری ، بی درنگ ، فرز ، سرساعت
faultless بی عیب ، بی نقص ، کامل
 exam امتحانی

____________________________________
قید
promptly فوراً ، بی درنگ ، به سرعت ، دقیقاً ، درست سر ساعت
prompt فوراً، بی درنگ ، حاضر ، فرز


Have a great weekend
M.T

​Images from pixabay​



M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com