This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Monday, October 6, 2014

Terrible noise



سلام ​

___________________________________
تمرین ​دیروز


فرد همیشه مشروبش را در خانه می خورد
Fred always had his drink at home
او با مردم زیادی در یک بار صحبت می کرد
He talked to a lot of people in a bar
یک غروب مردی با سگی در مشروب فروشی درافتس بازی می کردند
A man was playing draughts with a dog in the bar one evening
سگ درافتس خودش حرکت داد
The dog moved the draughts itself
فرد خیلی شگفت زده شد
Fred was very surprised
گاهی اوقات سگ بازی را می برد
The dog sometimes won the game
______________________________________________



Stand by your man

در کنار همسرت باش


If you love someone, you support
them in the good times.. and
the bad

اگر عاشق کسی هستی بايد در روزگار
خوشی و ناخوشی حامی او باشی

from " The joy of Shaun"


_____________________________________________________
​​

​​


Terrible noise

Mrs. Jenkins was the owner of a small restaurant in Southampton. Southampton is a big port. Mrs. Jenkins had two young waitresses and a cook to help her.

One day a sailor came into the restaurant, sat down at one of the tables, ordered what the wanted from the waitress and then got up and left again after a few minutes. The owner of the restaurant was surprised when she saw this, so she called the waitress and asked her why the man had left before having his meat.

' Well,' the waitress answered. ' he asked for some of our fried rabbit, and when I went out into the kitchen to order it from the cook. the cat was just on the other side of the door and I stepped on its tail by mistake . It made a terrible noise, of course . and then the man got up from his table and went out very quickly.'



صدای وحشتناک

خانم جنکینز صاحب یک رستوران کوچک در ساوتهمپتون بود. ساوتهمپتون منطقه ی بزرگی است . خانم جنکینز برای کمک دو تا دختر پیشخدمت و یک آشپز داشت

روزی یک ملوان به رستوران آمد ، و پشت میزی نشست ، به پیشخدمت سفارشش را داد و بعد چند دقیقه برخاست و رفت. وقتی که رستوران دار این اتفاق را دید ، حیرت کرد ،دختر را صدا زد و ازش پرسید چرا آن مرد قبل از خوردن غذاش از رستوران رفت

دختر جواب داد:« خب، او خرگوش سرخ شده سفارش داد و زمانیکه که من برای گفتن سفارشش به آشپز از بیرون به داخل آشپزخانه می رفتم ، گربه درست پشت در بود و من اشتباهی پایم را روی دمش گذاشتم . او جیغ وحشتناکی کشید ، مرد از پشت میزش بلند شد و به سرعت بیرون رفت."
______________________

​​
تمرین

رستوران خانم جنکینز خیلی بزرگ بود
یک ملوان وارد شد ، اما او پیشخدمت را دوست نداشت ، بنابراین او دوباره بیرون رفت
خانم جنکینز شگفت زده شد وقتی ملوان رفت
ملوان خرگوش برای غذاش سفارش داد
گربه صدا کرد چون دمش آسیب دید
رستوران به جای گوشت خرگوش ، گوشت گربه به مردم می داد

________________

واژه ی کلیدی امروز cook است
اسم
frying panماهی تابه
 cookbook کتاب آشپزی
 cooker آشپز
 cookery هنر آشپزی
 cookie شیرینی ، بیسکویت ، عامیانه : آدم
 cook آشپز
 fried سرخ شده

_________________________

فعل
to fry  گوشت و ماهی سرخ کردن
to cook آشپزی کردن ، حساب کردن ​
________________________________________

Delicious cookies
M.T

M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com