This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Saturday, October 4, 2014

They are poor


​         
  عید سعید قربان بر همه ی ابراهیمیان مبارک 


سلام ، عیدتون مبارک


___________________________________
تمرین ​دیروز


هری یک دانش آموز پسر بود
Harry was a schoolboy
او از مدرسه رفتن لذت می برد
He liked going to school
مادرش هم می خواست همراه او به مدرسه برود
His mother wanted him to go to school too
مادرش فکر می کرد او نیاز به تغییر دارد ، زیرا بسیاری از مردم او را دوست نداشتند
His mother thought he should change , because a lot of people did not like him
او ( مادرش) فکر می کرد که او ( هری) ممکنه آن روز برای مدرسه رفتن زیادی مریض باشد
She thought he might be too ill to go to school that day
او مدیر مدرسه بود
He was the headmaster
______________________________________________


You were always on my mind
هميشه به يادت هستم


Playing " your song" can help to
mend a broken heart.

گوش کردن به ترانه ی مورد علاقه ی او
دل شکسته را التيام می بخشد

from " The joy of Shaun"


_____________________________________________________
​​


They are poor

Jim was intelligent, but he hated hard work. He said,' You work hard, and earn a lot of money, and then the government takes most of it. I want easy work that gives me lots of money and that the government doesn't know about.'

So he became a thief--- but he did not do the stealing; he got others to do it. They were much less intelligent than he was, so he arranged everything and told them what to do.

One day they were looking for rich families to rob, and Jim sent one of them to a large beautiful house just outside the town.

It was evening , and when the man looked through one of the windows. he saw a young an and a girl playing a duet on a piano.

When he sent back to Jim, he said,' That family can't have much money. Two people were playing on the same piano there.'



آنها ندار هستند

جیم باهوش بود ، اما از سخت کار کردن متنفر بود . او می گفت :« شما به سختی کار می کنید و پول زیادی به دست می آورید و بعد دولت بیشترش رو می گیرد. من کار راحتی می خواهم که پول زیادی برام بیاره و دولت هم درباره اش نداند

بنابراین دزد شد -- اما او خودش دزدی نمی کرد ؛ دیگران را برای انجام آن استخدام می کرد. آنها کم هوش تر از جیم بودند ، به همین سبب جیم ترتیب همه چی را می داد و به آنها می گفت چه کار کنند

یک روز آنها برای سرقت دنبال خانواده های ثروتمند می گشتند و جیم یکی از آنها را به خانه ی بزرگ زیبایی در خارج شهر فرستاد

غروب بود ، هنگامیکه مرد از یکی از پنجره ها نگاه کرد؛ دختر و مرد جوانی را دید که سرگرم نواختن یک قطعه ی دو نفره  روی یک پیانو بودند

زمانیکه او پیش جیم برگشت ، گفت :« اون خانواده زیاد پول ندارند. دو نفر با یک پیانو آهنگ می زدند

______________________



تمرین

جیم باهوش بود اما تنبل
او از پرداخت مالیات خوشش نمی آمد
او همیشه از مردم باهوش برای دزدی استفاده می کرد
آنها سعی می کردند خانواده های پولدار را پیدا کنند
یکی از آدمهاش  یک قطعه ی دو نفره ( دوئت ) را روی پیانو همراه با دختری نواخت
خانواده ی دختر فقیر بودند

________________

واژه کلیدی است  intelligence است
اسم
Duet دو نوازی ، دوئت : قطعه ی موسیقی برای اجرای دو نفره
Intelligentsia روشنفکران
intelligence هوش ، عقل ، شعور ، اطلاعات
outside بیرون ، خارج ، خط سبقت
robber  سارق ، دزد
robbery  سرقت
outsider بیگانه ، غریبه
outskirts حومه ، حول و حوش ، اطراف

_____________________________________________
فعل
to rob دستبرد زدن ، سرقت کردن

_____________________________________________
صفت 
outside بیرونی ، خارجی ، کمی ، اندک
intelligent باهوش ، زیرک ، عاقل ، هوشمندانه
________________________________________


All the best
M.T



M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com