This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Saturday, April 18, 2015

کودکان پل هایی به بهشت هستند

 
" هر کودکی با این پیام
        به دنیا می آید
                       که خدا هنوز
                                     از انسان نومید نیست.
                                                                 رابیندنات تاگور "

     نوزادان ستاره کوچولوهایی هستند که در آسمان تاریک زندگی ما چشمک می زنند، سرشار از هستی اند، آسمانی اند ، آمده اند تا چگونه زیستن را به ما بیاموزند و روح گمگشته امان را با روشنایی پیوند بزنند.

پس تولد هر کودک فرصتی است برای شکوفایی، سبز شدن و اتصال به عالم برتر. افسوس! سیاره های بی نور که در سوزاندن فرصت ها خبره اند، به جرم کوچکی آموزگار، وی را ناآگاه و نابلد پنداشته ، نه تنها راهنماییش را نمی پذیرند، بلکه می کوشند مربی او در سرزمین تازه باشند و دانسته هایشان را به او بیاموزند.

چه سرنوشت غم انگیزی! ستاره کوچولو می ماند و هستی اش را بر باد می دهد، پر می شود از آگاهی و تهی از نور ، رنگ و شهود.


به کودکانمان چه بیاموزیم؟

پرسش دولبه ای است، می شود دو جور نگاهش کرد، یکبار به روش منطبق بر فرزندپروری سنتی: به کودکانمان چه بیاموزیم ؟ یعنی ، چه اصولی را به بچه ها یاد بدهیم؟

بار دیگر به شیوه ی استفهام انکاری و متناسب با فرزندپروری مدرن: به کودکانمان چه بیاموزیم!؟ یعنی بچه ها به قدری آگاه و باهوش هستند که والدین از اقرار به کم دانشی خود در قیاس با آنان واهمه ای ندارند.



فرزند پروری سنتی و مدرن

فرزند پروری سنتی

در فرزندپروری مرسوم کودک بسان غنچه ای نورسته است و والدین باغبانند، آنها در برابر کودک مسئولیت تام دارند؛ یعنی ، آموزش، پرورش، رفاه و کامیابی فرزند وظیفه ی وجدانی  آنهاست، از همین رو زندگیشان را به پای بچه ها می ریزند تا ثابت کنند که پدر و مادر شایسته ای هستند.

موفقند؟ ظاهراً نه؛ فرزندان همواره طلبکارند و والدین همیشه بدهکار، پدر و مادرها احساس گناه می کنند که برای بچه ها کم گذاشته اند و بچه ها اظهار می کنند که انتظارات حقیقیشان برآورده نشده است. راستی بچه ها از پدر و مادرها چه توقعی دارند؟


انتظارات فرزندان

1- به رسمیت شناختن هویت شان ( بپذیریم کودکان روحی بزرگ دارند ، اجازه بدهیم خودشان باشند ، به شهودشان اعتماد کنند و تماسشان را با هستی حفظ کنند.)

2- الگویی شایسته ( آنها مایلند دنباله رو ما باشند، اما از آنجا که بسیار شهودی و باهوش هستند تضاد را خوب درک می کنند، آنها از اعمال ما تقلید می کنند و نه از حرفهای ما )


فرزند پروری مدرن

« بزرگسالان همیشه از بچه ها می پرسند که وقتی بزرگ شدند می خواهند چکاره شوند، زیرا به دنبال ایده هستند.   پاولا پاندستون »
در فرزندپروری نوین والدین کودک را پرورش نمی دهند،بلکه بیشتر از کودکان می آموزند، پابه پای کودک رشد می کنند و خودشهودیشان را گسترش می دهند.

 والدین مراقب کودکان هستند،به آنها  صمیمانه عشق می ورزند ولی مسئول زندگی بچه ها نیستند ، آنها فقط مسئول زندگی خودشان هستند، مراقب خودشان هستند، خوشحال و سرشار از انرژیند، چرا ؟ زیرا می دانند بچه ها از آنها سرمشق می گیرند.

به این صورت، فرزندان می دانند مسئول سرنوشت و مسئول انتخابهایشان هستند،البته پدر و مادر همواره در کنارشان هستند، اما خودشان با عواقب تصمیماتشان رو به رو می شوند.

والدین نیاز به پدر و مادر خوب بودن را رها می کنند؛ یعنی می کوشند خودشان باشند، احساسات واقعیشان را پنهان نکنند از ترس ها، غم ها و مشکلاتشان برای بچه ها بگویند نه برای یاری گرفتن از آنها، فقط به این خاطر  آنها را در احساساتشان سهیم کنند و تصویری روشن از زندگی واقعی برایشان ترسیم کنند و برای این که بچه ها یاد بگیرند خودشان را بپذیرند، با خود رو راست باشند، و از بیان خود اصیلشان لذت ببرند.



      
                            زندگی در روشنایی: شاکتی گاوین
M.T






M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com