This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Sunday, April 5, 2015

شراکت اجتماعی



سلام، صبح بخیر

" درگیر احساسات هستی؟ قدرش را بدان!
بدان که همه ی مردم به نحوی با هم ارتباط دارند و شاید مجبور شوی که بعضی اوقات بایستی تا دیگران به تو برسند.
آیا می خواهی منکر شراکتی شوی که خودت ایجاد کردی.
                                                                   کراین "

_________________________________

The test of true scholarship,' says Chemistry Professor, 'is a painstaking passion for detail.'

'Be careful not to keep your eyes glued to detail,' says History Professor. 'Stand far enough away to get perspective of the whole.'

You can see with what nicety we have to trim our sails between chemistry and history. I like historical method best. If I say that William the Conqueror came over in 1942, and Columbus discovered America in 1100 or 1066 or whenever it was, that's a mere detail that Professor overlooks. It gives a feeling of security and restfulness to the history recitation, that is entirely lacking in chemistry.

Sixth-hour bell--I must go to the laboratory and look into a little matter of acids and salts and alkalies. I've burned a hole as big as a plate in the front of my chemistry apron, with hydrochloric acid. If the theory worked, I ought to be able to neutralize that hole with good strong ammonia, oughtn't I?

Examinations next week, but who's afraid?

Yours ever,

Judy
اسم

scholarship تحقیق، دانش، کمک هزینه ی تحصیلی
overlook چشم انداز
security  ضمانت، تضمین، اطمینان
restfulness  آسایش
recitation بازگویی درس حفظی
alkali قلیا، باز
ammonia محلول یا بخار آمونیاک
صفت
painstaking  ساعی، رنجبر، زحمت کش


فعل
to overlook  مسلط یا مشرف بودن، چشم پوشی کردن
to neutralize  خنثی نمودن، خنثی کردن



استاد شیمی می گوید:
-دانشجوی واقعی کسی است که جزئیات را به طور دقیق بخواند.
استاد تاریخ می گوید:

-دقت کنید و مغز خود را با خواندن جزئیات خراب نکنید. فقط آن قدر بخوانید که کلیات را یاد بگیرید.
خب، بابا جان، اگر شما جای من بودید چطور می توانستید هر دو استاد را راضی نگاهدارید. خب، من نظر استاد تاریخ را بیشتر قبول دارم. اگر من بگویم که " ویلیام فاتح" در سال 1492 آمد و یا اینکه " کریستف کلمب" کشور آمریکا را در سال 1100 یا 1066 یا نمی دانم چه وقت کشف کرد، این دیگر حرف های حاشیه است و استاد هم به آنها توجه نمی کند.
سر درس تاریخ ما احساس آسودگی می کنیم. اما سر درس شیمی این طور نیست، زنگ شیمی را زدند ، حالا باید به آزمایشگاه برویم و در مورد املاح و اسیدها بحث و بررسی کنیم. جلو روپوش من با اسید کلریدریک به اندازه ی یک بشقاب سوراخ شده، اگر فرضیه های شیمی درست باشد، من باید با محلول آمونیاک قوی این سوراخ را خنثی کنم ، مگر نه؟
هفته ی آینده امتحانات شروع خواهد شد. چه کسی می ترسد؟

جودی

_________________________________




M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com