This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Saturday, May 30, 2015

سلامتی


دلم لک زده بود برای جلوه گری؛ ذراتم پروانه وار به رقص درآمدند و انرژیم از جام هستی سرریز شد؛ دیگر وقتش بود که با تجلی بیانگرِ عظمت هستی باشم. بین جام ها گشتم و گشتم تا ساغر خویش را یافتم، ظرف که از انرژیم لبریز شد، زمینی شدم.


جسمی که کاملاً قالب توست

انرژی هستی برای ابراز خویش در دنیای مادی نیازمند شکلی است متناسب با هدفش، بنابراین هر شخص وجودی یکتاست که جسمش کاملاً بر الگوی انرژیش منطبق است و مادام که با انرژیش هماهنگ است و آن را دنبال می کند تندرست، سرزنده و پر انرژی است.

نا ... خوشی؛ یعنی ساز مخالف زدن با هستی و عدم پیروی از انرژی درونی. در حقیقت، جسم ما بازتابی است از نگرش، عواطف و سبک زندگیمان. هنگامی که به ندای شهودمان گوش نسپاریم و با سرکوب احساسات از خویش رو گردانیم  یا در جست و جوی خوشبختی چشم بسته دنبال دیگران راه بیفتیم و از رفتار و سبک زندگیشان تقلید کنیم، طبیعی است که جریان انرژی در بدن مسدود و  نا خوشی به سراغمان می آید.

کودکان طبیعی که در محیط های مناسب زندگی می کنند همگی زیبا، شاداب و سالم هستند،به سبب آن که از عواطفشان پیروی می کنند؛ هر وقت دوست دارند به بازی می پردازند، زمانی که گرسنه اند ، غذا می خورند و هنگامی که خسته اند، می خوابند . بچه هایی که ناگزیرند اندیشه و احساسات شان را پنهان و مطابق اوامر والدین و مربیان مهد یا مدرسه رفتار کنند ،عموماً افسرده، رنگ پریده و رنجور به نظر می رسند.


زنگ ها برای چه به صدا در می آیند؟

نا خوشی پیغامی است از جسم و معنی و مفهوم آن این است که انرژیمان را دنبال نمی کنیم، یعنی، دقت کن یک موردی اشتباه است؛ دفن احساسات و ابراز نکردن عقاید، تبعیت از قوانین و مقررات سایرین، زندگی نامتوازن، غذاهای مضر، کار نامتناسب با استعداد و ... مصداق هایی از دنبال نکردن انرژی هستند.

اگر با وجود استعداد هنری به کار علمی روی آوریم یا با وجود استعداد ورزشی کار دفتری انجام دهیم، احساس کسالت می کنیم زیرا در خلاف مسیر انرژی خلاقمان قرار داریم.
در مورد عادات مخرب یا غذاها نیز همین طور است، با مصرف غذایی که به ما نمی سازد، یا اصولاً مضر است ،زنگ خطر نا خوشی به صدا در می آید.

ناخوشی و کسالت اغلب منجر به بیماریهای خفیف می شوند، زیرا به نظر ما آنها جزئی و بی اهمیتند و آنها را پیغام یا هشدار نمی دانیم، اگر نسبت به بیماری های ساده نیز بی تفاوت باشیم و در شیوه ی زندگیمان تغییری ایجاد نکنیم، متأسفانه گرفتار بیماری های مزمن، صعب العلاج، خطرناک یا تصادف می شویم.

برای بازگشت به مسیر تندرستی هیچگاه دیر نیست، بهتر است بیارامیم،جسم بیمار به استراحت و سکون نیاز دارد، وقتی که از حس آرامش سرشار شدیم، با جسم مان حرف بزنیم، و بخواهیم شفاف پیامش را بیان کند: چی می خواهی به من بگویی؟ مطمئناً پاسخی دریافت خواهیم کرد؛ مثلاً، کارت را رها کن، این غذا را نخور، یا برو پیاده روی . برای شفا لازم است که کاملاً مطیع هستی باشیم و طبق نسخه دستورات را رعایت کنیم.


زندگی در روشنایی : شاکتی گاوین
                                                                                                              M.T






M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com