This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Saturday, May 23, 2015

بهترین دوست خداوند است



دوباره سلام

«بهترین عامل، قلب انسان است؛ بهترین آموزگار ،زمان است؛ بهترین کتاب، جهان است؛ بهترین دوست، خداوند است.             مثل یهودی
»


______________________________
_________


It commenced just the moment with tremendously big drops and all the shutters banging. I had to run to close the windows, while Carrie flew to the attic with an armful of mike pans to put under the places where the roof leaks and then, just as I was resuming my pen, I remembered that I'd left a cushion and rug and hat and Matthew Arnold's poems under a tree in the orchard, so I dashed out to get them, all quite soaked. The red cover of the poems had run into the inside; Dover Beach the future will be washed by pink waves.

A Storm is awfully disturbing in the country. You are always having to think of so many things that are out of doors and getting spoiled.

اسم
armful یک بغل، یک بسته، مقدار زیادی
orchard باغ میوه

صفت
tremendous سرشار، ترسناک، عظیم الجثه

فعل
to commence آغاز کردن، شروع کردن
to leak تراوش کردن، نفوذ کردن
to soak خیس شدن



درست در همان لحظه باران شرشر بارید. در و پنجره ها محکم به هم کوفته می شدند. من ناچار شدم بروم و پنجره ها را ببندم. کاری چند ظرف برداشت و زیر شیروانی دوید تا آنها را زیر جایی که چکه می کرد بگذارد.

به محض این که قلم را برداشتم یادم آمد که یک بالش ، یک قالیچه ، کلاه و اشعار " ماتیو آرنولد" را زیر درخت گذاشته ام ، دوان دوان رفتم و آنها را آوردم ، اما همه خیس شده بود، رنگ قرمز زیر جلد کتاب تمام صفحات را سرخ کرده بود

توفان در دهکده بلای بزرگی است. آدم باید آنچه را که بیرون گذاشته فراموش نکند ، مبادا که خراب شوند


_______________________________________



M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com