This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Wednesday, May 6, 2015

آن چه خداوند می پرسد




سلام، صبح بخیر، تعطیلات خوشی داشته باشید

تا ساعت 8 صبح آوای ملکوتی دعا از خانه های همجوار می آمد، این وقت صبح عجیب بود انتظارش را نداشتیم، به هر حال امیدوارم که اتفاق ناگواری نیفتاده باشد، سرتان سلامت.

« خداوند از توان یا ناتوانی شما نمی پرسد؛ از دسترس بودن شما می پرسد.
                                                                                   مری کی اش »


______________________________
_________


During our week of rain I sat up in the attic and had an orgy of reading--Stevenson, mostly. He himself is more entertaining than any of the characters in his books; I dare say he made himself into the kind of hero that would look well in print. Don't you think it was perfect of him to spend all the ten thousand dollars his father left, for a yacht, and go sailing off to the South Seas? He lived up to his adventurous creed. If my father had left me ten thousand dollars, I'd do it, too.
The thought of Vailima makes me wild. I want to see the tropics. I want to see the whole world. I am going to be a great author , or artist, or actress, or playwright --or whatever sort of a great person I turn out to be. I have a terrible wanderthirst; the very sight of a map makes me want to put on my hat and take an umbrella and start. 'I shall see before I die the palms and temples of the South.'


Thursday evening at twilight, sitting on the doorstep.


Very hard to get any news into this letter! Judy is becoming so philosophical of late, that she wishes to discourse largely of the world in general, instead of descending to the trivial details of daily life. But if you MUST have news, here it is;
Our nine young pigs waded across the brook and ran away last Tuesday, and only eight came back. We don't want to accuse anyone unjustly, but we suspect that Widow Dowd has one more than she ought to have.

Mr. Weaver has painted his barn and his two silos a bright pumpkin yellow--a very ugly color, but he say it will wear.

The Brewers have company this week; Mrs. Brewer's sister and two nieces from Ohio.

One of our Rhode Island Reds only brought off three chicks out of fifteen eggs.

We can't imagine what was the trouble. Rhode island Reds, in my opinion, are a very inferior breed. I prefer Buff Orpingtons.

The new clerk in the post office at Bonnyrigg Four Corners drank every drop of Jamaica ginger they had in stock--seven dollar's worth--before he was discovered.

Old Ira Hatch has rheumatism and can't work any more; he never saved his money when he was earning good wages, so now he has to live on the town.
There's to be an ice-cream social at schoolhouse next Saturday evening. Come and bring families.

I have a new hat that I bought for twenty-five cents at the post office. This is my latest portrait, on my way to rake the hay.
It's getting too dark to see; anyway, the news is all used up.

Good night,
Judy
اسم

orgy  موج، مجالس میگساری و عیاشی به افتخار خدایان
creed کیش ، عقیده، ملت، طریقت
yacht کرجی بخاری یا بادی مخصوص تفرج
twilight تاریک روشن، شفق
tropic مدار، نواحی گرمسیری بین شمال و جنوب استوا
breed نوع، گونه
rheumatism  رماتیسم
doorstep پلکان جلوی در، آستان در
hay علف خشک، یونجه خشک

صفت

tropic گرمسیری، گرمسیر
twilight هوای گرگ و میش
descending  نزولی
trivial  بیهوده، بی مزه، پیش پا افتاده
inferior  نامرغوب، درجه دوم

قید
unjustly ظالمانه

فعل
to discourse  سخن گفتن، سخنرانی کردن، ادا کردن
to wade به سختی در آب راه رفتن
to suspect سوء ظن داشتن، بدگمان بودن



در یک هفته ای که باران می بارید من تمام مدت در اتاق زیر شیروانی نشستم و با مطالعه کیف کردم و حالا بیشتر آثار استیونستن را خوانده ام. به نظرم استیونسن خودش از شخصیت های داستانهایش جذاب تر است. فکر می کنم برای این که شخصیت داستانهایش جالب بشوند او شخصیت خودش را در قالب قهرمانان داستانهایش جایگزین می کند.

جالب است او تمام ده هزار دلاری را که پدرش به او بخشید برداشت و با آن پول کلان یک کشتی شخصی خرید و بعد بادبان کشید و به طرف دریای جنوب رفت.

بدین ترتیب او به عقاید ماجراجویانه خودش وفادار ماند.

اگر پدر من هم ده هزار دلار برای من گذاشته بود، من هم همین کار را می کردم . دوست دارم به مناطق حاره سفر کنم، دوست دارم همه ی دنیا را بگردم ، من روزی این کار را خواهم کرد.

روزی که یک نویسنده ی معروف بشوم، یا یک هنرپیشه ی مشهور شوم، یا یک نقاش یا شخصیت بزرگ شوم ، بدون تردید این کار را خواهم کرد. من شیفته ی سفر و سیاحت و آوارگی هستم . دوست دارم کلاه سر بگذارم ، چترم را دست بگیرم و حرکت کنم.

پیش از آن که بمیرم باید نخل ها و معبدهای جنوب را ببینم.



غروب روز پنج شنبه همانطور که در آستانه ی در نشسته ام


به نظر خیلی سخت می آید که چیزی به عنوان خبر به این نامه اضافه کنم. جودی تازگیها آن قدر فیلسوف شده که دوست دارد درباره ی اخبار دنیا حرف بزند نه جزئیات پیش پا افتاده زندگی. حالا اگر به اخبار علاقه دارید ملاحظه بفرمایید.

سه شنبه هفته ی گذشته همه ی 9 خوک ما داخل جوی آب شدند و فرار کردند. هشت خوک برگشتند. دوست نداریم غیر عادلانه کسی را متهم کنیم ، اما حدس زده می شد که تعداد خوک های بیوه داود یکی بیشتر از معمول است.

آقای ریور اسطبل و دو انبار خودش را رنگ زرد زده ، کدویی رنگ ، رنگ خیلی زشتی هست. اما خودش معتقد است که به تدریج خوش رنگ می شود.

خانواده ی برور این هفته مهمانی دارند. خواهر خانم برور دو تا بچه دارد که از اوهایو می آیند.

یکی از مرغهای ما که از نژاد رد-آیلند-ردر است از هر پانزده تخم مرغ تنها سه جوجه درآورد. علتش نامعلوم بود. فکر می کنم اینها بدترین مرغها هستند . من نژاد بوف ارینگتون را ترجیح می دهم.

کارمند جدید اداره ی پست در "بانی زیگ فرکرنرز" یک شیشه جین جامایکا که هفت دلار ارزش داشت و متعلق به اداره بود پیش از این که کسی متوجه شود تا قطره ی آخرش نوشید.

ایراهاچ پیر به شدت بیماری رماتیسم گرفته است. از همه بدتر این که این مرد هنگامی که جوان بود و خوب پول در می آورد برای روز مبادا هیچی پس انداز نکرده بود، حالا مردم باید به او کمک کنند.

شنبه ی آینده جشنی در مدرسه برپا خواهد شد و بستنی می دهند. شما تشریف بیاورید و همه ی خانواده را هم با خودتان بیاورید.

من یک کلاه تازه به قیمت 25 سنت خریده ام و این آخرین عکس من است. همان طور که می رفتم علف خشک جمع کنم از من عکس گرفته شده.

هوا تاریک شده و دیگر نمی توانم بنویسم . به هر حال اخبار هم به پایان رسید.

شب بخیر
      جودی

_______________________________________





M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com