This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Monday, June 8, 2015

محبت قلبی



سلام

« اگر تمام جهان تو را دوست داشته باشد این عشق تو را خوشحال نمی کند. چیزی که موجب خوشحالیت است. همان سهیم کردن دیگران در تمام عشق و محبتی است که درون خودت داری. این عشق دگرگونی ایجاد می کند.                     دان میگل روبیز »



______________________________
_________


20th December Dear Daddy-Long-Legs,

I've just a moment, because I must attend two classes, pack a trunk and a suit-case, and catch the four-o'clock train--but I couldn't go without sending a word to let you know how much I appreciate my Christmas box.

I love the furs and the necklace and the Liberty scarf and the gloves and handkerchiefs and books and purse--and most of all I love you! But Daddy, you have no business to spoil me this way. I'm only human--and a girl at that. How can I keep my mind sternly fixed on a studious career, when you deflect me with such worldly frivolities?

I have strong suspicions now as to which one of the John Grier Trustees used to give the Christmas tree and the Sunday ice-cream. He was nameless, but by his works I know him! You deserve to be happy for all the good things you do.

Goodbye, and a very merry Christmas.

Yours always, Judy

PS. I am sending a slight token, too. Do you think you would like her if you knew her?

اسم

frivolity  سبکی ، پوچی ، بی معنایی

صفت
stern عبوس، سخت و محکم

فعل
deserve  سزاوار بودن، شایسته بودن، لایق بودن
deflect   منکسرکردن، کج کردن، شکستن





20 سپتامبر

بابا لنگ دراز عزیز

فقط یک دقیقه فرصت دارم. چون باید همین حالا بروم سر کلاس. بعد هم باید دو تا صندوق و یک چمدانم را بسته بندی کنم و سر ساعت چهار با قطار بروم.
اما تا چند کلمه ای ننویسم و از هدیه ی روز کریسمس شما تشکر و قدردانی نکنم، نخواهم رفت.

من از پوست روباه، گردنبند ، شال گردن ، دستمال و کتاب خوشم می آید، ما از همه ی اینها بیشتر شما را دوست دارم.

اما بابا جان شما اینقدر مرا لوس نکنید. هر چه باشد من آدم هستم، یک دخترم ، وقتی که شما اینقدر مرا ناز پرورده می کنید و می گذارید از همه لذت های زندگی برخوردار شوم. خوب، پس من چطور می توانم دقت کنم و خودم را برای زندگی آینده آماده کنم؟

به تدریج کارهای شما دارد مرا توی فکر می برد ، دارم حدس می زنم چه کسی بستنی روز یکشنبه و درخت عید کریسمس را به پرورشگاه جان گریر می فرستاد. هر چند که آدم ناشناسی به نظر می رسید. اما از کارهایش دارم او را می شناسم.

به خدا این حق شما هست که با این همه کارهای خیری که انجام می دهید همه عمر خوب و خوش و سلامت زندگی کنید.

خدانگهدار
عید شما مبارک
دوستدار همیشگی شما
جودی

پیوست نامه - می خواهم یادگاری ناقابلی برای شما بفرستم . آیا شما صاحب این عکس را می شناسید؟


_______________________________________





M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com