This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Tuesday, July 28, 2015

هدایت درست زندگی در هنگام مصایب




سلام، صبح بخیر

« بیماری ها می توانند سبب خستگی و یکنواختی روحی ما شوند. ناآرامی های زندگی در هنگام وقوع می توانند فاجعه به نظر برسند ولی با هدایت مجدد زندگی، به گونه ای پر معنا خاتمه می یابند.                                               برنی سیگل »

_______________________________________


LOCK WILLOW,
3rd October Dear Daddy-Long-Legs,


Your note written in your own hand--and a pretty wobbly hand!- -came this morning. I am so sorry that you have been ill; I wouldn't have bothered you with my affairs if I had known. Yes, I will tell you the trouble, but it's sort of complicated to write, and VERY PRIVATE. Please don't keep this letter, but burn it.

Before I begin--here's a cheque [check] for one thousand dollars. It seems funny, doesn't it, for me to be sending a cheque [check] to you? Where do you think I got it?

I've sold my story, Daddy. It's going to be published serially in seven parts, and then in a book!  You might think I'd be wild with joy, but I'm not.  I'm entirely apathetic.  Of course I'm glad to begin paying you-- I owe you over two thousand more. it's coming in instalments.   Now don't be horrid, please, about taking it, because it makes me happy to return it.   I owe you a great deal more than the mere money, and the rest I will continue to pay all my life in gratitude and affection.


اسم
instalment (=installment) قسط، بخش
gratitude  حق شناسی، سپاسگزاری، تشکر
affection تأثیر، مهربانی، عاطفه


صفت
wobbly  لرزان، لق، جنبنده
apathetic بی احساس، بی تفاوت، بی روح


سوم اکتبر

بابا لنگ دراز عزیز!

امروز صبح نامه ی شما که با دستخط خودتان نوشته بودید، به دستم رسید. چه دستخط لرزانی دارید. وقتی فهمیدم بیمار شده اید ناراحت شدم. اگر می دانستم بیمارید، با طرح مسائل خصوصی ام شما را ناراحت نمی کردم. ولی چون خودتان خواسته اید، می گویم. البته نوشتنش کمی سخت است، اما بین خودمان بماند. خواهش می کنم این نامه را نگه ندارید و آن را بسوزانید.

قبل از اینکه شروع کنم، باید بگویم که یک چک هزار دلاری ضمیمه ی نامه برایتان می فرستم. خنده دار است که من برای شما چک بفرستم. نه؟ اگر گفتید آن را از کجا به دست آورده ام؟

داستانم را فروختم، بابا، قرار است به صورت پاورقی در هفت قسمت چاپ شود و بعداً کتاب شود. حتماً فکر می کنید از خوشحالی دیوانه شده ام ، ولی نه. کاملاً خونسردم. البته از اینکه توانسته ام بازپرداخت بدهی ام را شروع کنم خوشحالم. ولی باید دو هزار دلار دیگر بپردازم؛ البته به صورت اقساط. خواهش می کنم ناراحت نشوید و پول را قبول کنید ، چون بازپرداخت بدهی مرا خوشحال می کند من بیش از اینها به شما مدیونم. بقیه اش را تا پایان عمر، با محبت و سپاسگزاری پرداخت می کنم


_______________________________________



M.T☺

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com