This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Saturday, November 21, 2015

رهایی از محدودیت ها


قطره دریا نمی شود، جویبار به بی کران نمی رسد، اگر بی مرز رهسپار شود. آدمی نیز بسان جویبار مرز و محدوده ای دارد : پرچین دنیا و دیوار سرنوشت حصارهایی است که پرِ پرواز را از بشر گرفته است، نهایت هایی که با سرشت بی نهایتش در تضاد است. طبیعی است که انسان، مشتاق رهایی از محدودیت ها باشد.



  • فرار از محدودیت ؟
 
Last weekend, something happened to our TV. It didn't work. At first, we were upset. But then we talked about our day. It was really fun! Later, we helped our mother and cleaned the house. In the afternoon, my grandfather showed us how to play an old game. We enjoyed it a lot. All day we were busy doing different things. At night, we all were happy. No one talked about TV

فقط برای اطلاع ، این متن یکی از تمرینات کتاب انگلیسی سال نهم متوسطه است. خوب از سرِ کنجکاوی، یک ماه آخر تابستان را با مطالعه بعضی کتابهای دوره ی اول متوسطه سپری کردم. بی تعارف ، از سبک نگارش کتابها خوشم آمد.

و بی شوخی، زندگی هندوانه ی سربسته ای است :) که کلی سورپرایز برای ما دارد: گاهی تلویزیون خراب می شود؛ گاهی هوا طوفانی می شود؛ قطار دیر می رسد؛ هواپیما تأخیر دارد؛ منو رستوران تمام می شود ؛ اینترنت سرعتش پایین می آید؛ آسانسور از کار می افتد؛ بیماری از راه می رسد؛ کارمندان بی کار می شوند؛ زوجین به بن بست می رسند؛سهام داران ورشکست می شوند و حوادث غیر مترقبه ای چون سیل؛ زلزله؛ کولاک یا طوفان نازل می شوند و همه ،حس محدودیت و عدم مدیریت حوادث را به انسان القا می کند، راستی چرا انسانِ نامحدود، محدود است؟ اصولاً محدودیت خوب است یا بد؟


  • محدودیت؛ یعنی من. محدودیت؛ یعنی اثر گذاری

رنگین کمان برای هفت رنگش زیبا است. هفت رنگی که از یک رنگند: رنگ سفید. اما تنها هنگامی که پرتو نور سفید می شکند، هفت رنگش پدیدار می شوند. بدون تجزیه، نور سفید دیگر رنگین کمان نیست. ما همه جزئی از یک کل (روح) هستیم، اما در عین حال به خاطر جسم مان خود را جدا از دیگران احساس می کنیم. واژه ی « من » بیانگر جدایی ما از سایرین و همچنین محدودیت ما است.


یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکی نبود

در واقع محدودیت به معنای تنوع و رنگارنگی است. اگر محدودیت نبود، صورتهای متفاوتی وجود نداشت و همه یکی بودیم، اصلاً هستی معنایی نداشت، تنها یکی بود و وجود دیگری غیر از آن نبود.

محدودیت به معنای رابطه ی متقابل نیز است، درست است که با یکی بودن نامحدودیم ولی تنها هم هستیم و هیچ ارتباط و تعاملی وجود ندارد. از همین رو خدا، انسان را آفرید، زیرا می خواست به واسطه ی او با خودش ارتباط برقرار کند.


اهمیت محدودیت

دیوارها از خانه و اهل خانه محافظت می کنند، پرچین ها از باغ و مزرعه، پوست حافظ بدن است و کناره ها و سواحل راهنمای رودخانه به سمت دریا. اگر کناره ها نباشندو رودخانه به اطراف گسترده می شود، هرز می رود و هرگز به دریا نمی رسد.

آگاهی ، استعدادها و عواطف انسان هرگز توسعه نمی یافت ، اگر در شیشه ی سرنوشتش گرفتار نمی شد، چه تناقضی! جهانی ناقص و محدود، قلمرو شکوفایی موجودی با آگاهی نامحدود شده است !

در حقیقت، با زندگی در بی مرزی فرصت شناختن عواطف و احساسات انسانی را از دست می دادیم، پس با قدم نهادن به این دنیا و اسارت در قلمروی بسته  این امکان را به دست آوردیم که آگاهی مان را گسترش داده، عواطف انسانی را تجربه کرده، بر سرنوشت مان تأثیر بگذاریم و آن را به نحوی که دوست داریم بسازیم.


نوآوری ها در آزمایشگاه ها ساخته می شود
همچنان که گل های زینتی در گل خانه 




  • گذر از محدودیت

هرچند که دریافتیم بامحدودیت، انسان نامحدود معنا می شود، هنوز حوصله ی کنار آمدن با مرزها را نداریم و می خواهیم به هر طریق ممکن، دورش زنیم و از دستش فرار کنیم، واقعاً راه گریزی هست ؟

در حقیقت بهترین راه کنار آمدن با محدودیت، پذیرش محدودیت و سود بردن از آن است، درست همان کاری که خانواده ی داستان ابتدای مقاله انجام دادند: از نبود تلویزیون به بهترین وجه استفاده کردند و تعطیلی متفاوت و مفرحی را برای خودشان رقم زدند.

پذیرش محدودیت به معنای تسلیم شدن، احساس ضعف و عملکرد محدود نیست، بلکه با آگاهی باز رفتار کردن و به دست آوردن بیشترین است. محدودیت ها مثل سنگ هایی هستند که سر راه ما قرار می گیرند و می شود رفتارهای متفاوتی در پیش گرفت: مثلاً ماتمزده به سنگ ها خیره شد، شجاعانه از روی آنها پرید و یا خردمندانه از آنها خانه ساخت، بنابراین آن چه در رابطه با محدودیت باید کنار گذاشته شود، رفتار و عملکرد محدود با محدودیت است.


انواع محدودیت

نکته ی دیگری که در ارتباط با محدودیت مطرح می شود، تشخیص محدودیت است. محدودیت های به چهار دسته ی : واقعی، خیالی، مفید و منتظر تقسیم می شوند.

محدودیت های واقعی، همان محدودیت هایی هستند که در موردشان صحبت کردیم، واقعاً وجود دارند و بایست آنها را پذیرفت و زیرکانه با آنها برخورد کرد.

محدودیت های خیالی: محدودیت هایی هستند که تنها در ذهن ما هستند، و واقعاً وجود خارجی ندارند، آنها باید از ذهن پاک شوند.

محدودیت های مفید: محدودیت هایی هستند که گرچه آزاردهنده به نظر می رسند، اما در نهایت برای ما سودمندند و خوب است که با آنها کنار بیاییم.

محدودیت های منتظر: نوعی محدودیت خیالی هستند ولی نه در ذهن یک نفر، بلکه در ذهن خانواده، دوستان و شاید کل جامعه . این محدودیت ها که از گذشته به ما تلقین شده اند تا آمادگی روحی و ذهنی ما منتظر می مانند، و آن هنگام که وجودشان توسط شخصی انکار شد، از بین خواهند رفت. به عنوان نمونه، دوستان و همکاران ادیسون اختراع برق را غیر ممکن می دانستند، ولی این محدودیت در ذهن او نبود، به همین سبب با پشتکار به کارش ادامه داد و به موفقیت رسید.

بیشتر « نمی توانم » ها در واقع « نمی خواهم » است، محدودیتی که ساخته و پرداخته ی ذهن است و هر زمان فکر می خواهم جایگزین نمی خواهم شود، نمی توانم ناپدید خواهد شد. زنبور قهوه ای کرک دار با بالی به طول 0.7 سانتی متر و وزن 1/2 گرم، شاهدی است بر گفته ی غیر ممکنی وجود ندارد. از نظر قوانین آیرودینامیک پرواز با چنین شرایطی ناممکن است، زنبور قهوه ای پرواز می کند، زیرا از این علم بی خبر است.
 


رهایی از محدودیت؛ یعنی پذیرش محدودیت و کنار گذاشتن رفتار و عملکرد محدود با آن است. کلید گشایش درهای تازه، رفتار محبت آمیز با محدودیت است، بهتر است به جای فرار از دنیا، با محدودیت رخ به رخ شویم و با گذر از محدودیت به رشد و تکامل دست یابیم.


زندگی در اینجا و اکنون: پروفسور کورت تپرواین
  M.T☺





M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com