This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Saturday, February 6, 2016

بازتاب



 همین گوشه کناراست؛ موقع خانه تکانی قلب پیداش می کنی، بازتاب را می گویم، همانی که باید هر چه زودتر از شرش خلاص بشی. در این یادداشت راجع به بازتابِ برداشت ها و احساسات نامطلوب درونی به دنیای بیرون صحبت می کنیم. 

 « دل آینـه ی صورت غیب است ولیکن
شرط است که بر آینه زنــــگار نباشد




بازتاب چیست؟

« هر کی نخندید برنده است صاف رو به روی هم می نشستیم و به چشم های همدیگر زل می زدیم، دیدگانش برایم آینه ای  می شدند که خودم را در آنها پیدا می کردم، وقتی که تصویرم در چشمانش می رقصید، مات شده بودم، به همین سادگی. آره، هیچ وقت این بازی را نبردم،چون همواره به آینه می خندیدم.  راستی، چرا همیشه و همه جا، خواسته و ناخواسته دنبال آینه می گردیم؟ واقعاً نمی دانم!


بازتاب؛ یعنی، رفتارهای ناپسند، احساسات سرکوب شده، آرزوهای به گل نشسته، یا نقاط ضعف مان را کاملاً ناخودآگاه به جهان اطراف منتقل کنیم و برای دیگران به مانند پروژکتوری شویم که بر پرده ی سینما تصویر می اندازد. در روانشناسی مدرن بازتاب را « فرافکنی» نامیده اند. فروید اعتقاد داشت ما آرزوها و احساسات نامطلوب و غیر قابل تحمل خودمان را به دیگران نسبت می دهیم تا آنها برایمان توجیه پذیر و قابل تحمل شوند.


برجسته کردن صفات منفی 
 
چطور متوجه شویم که رفتار شخصی بازتاب خود ماست؟ کافی است به احساسات مان توجه کنیم، اگر به رفتار شخصی بیش از حد حساسیم و این اولین بار هم نیست که به چنین رفتاری تا این حد واکنش نشان داده ایم، بی گمان مشکل از خود ماست. بهتر است به جای سرزنش او یا دیگران، خود را اصلاح کنیم.

مثال: شخصی از رفتار نامزدش به شدت آزرده بود، او می گفت :« نامزدم باعث خجالت من است، اصلاً نمی توانم تحملش کنم، باید رفتارش را عوض کند، اصلاً خجالت سرش نمی شود، خیلی به خودش مطمئنه، در محافل و مهمانی ها طوری رفتار می کند که واقعاً شرمنده می شوم.» نامزد ایشان نه تنها مشکلی نداشت، بلکه داشت آرزوی سرکوب شده ی ایشان را نشان می داد. اجتماعی بودن و اعتماد به نفس بالا، آرزوی راستین این شخص خجالتی بود. پس از کشف این حقیقت، او تصمیم گرفت به جای سرزنش نامزدش، رفتار خودش را تغییر دهد، خجالت را کنار بگذارد و با اعتماد به نفس بیشتری در جامعه حضور یابد.


خواست خدا

بازتاب وقتی پیچیده تر و دردناکتر می شود که کاستی ها و نقایص خودمان را به گردن خدا یا هر قدرت دیگری بیندازیم، به این ترتیب بی رحمی خویش را به خدا نسبت می دهیم تا از پذیرش مسئولیت زندگی شانه خالی کنیم. خانمی می گفت:« دختر یکی از بستگانم مدتی قبل از همسر معتادش جدا شد، خانواده اش می گفتند :«قسمت این بوده است. » من گفتم چرا اشتباه خودتان را به گردن خدا می اندازید؟ آن وقتی که گفتم بیشتر درباره ی این جوان تحقیق کنید، گفتید تا قسمت چی باشد.» 

 بهتر است به جای یافتن مقصر بیرونی به نشانه ها دقت کنیم، ببینیم می توانیم بین رفتار دیگران و احساسات خودمان ارتباطی پیدا کنیم ؟ وقتی نقطه ضعف را پیدا کردیم، سرسری از کنارش رد نشویم، آن را مسئله ی حل نشده نگذاریم و با صبر و حوصله به احساساتمان بپردازیم. البته هیچ وقت نباید خودمان را به خاطر این احساس محکوم کنیم، فقط آن را بپذیریم و پشت سر بگذاریم: « من قبول می کنم که این سختی در من هست، اما تصمیم گرفته ام که تغییرش دهم.» 



بازتاب برجسته کردن نکات منفی دیگران است، با این همه بازتاب واقعاً مربوط به دیگران نیست ،زیرا همواره در بازتاب اشاره ای از خودمان را پیدا می کنیم. پس یادمان باشد زمانی که انگشتی را به سمت شخصی نشانه رفته ایم سه انگشت دیگر به سوی خودمان است، از پیش داوری و قضاوت دست برداریم، بیشتر به خود و مشکلات خویش بپردازیم :« عیب کسان منگر و احسان خویش / دیده فرو بر به گریبان خویش.»
 


زندگی در اینجا و اکنون: پروفسور کورت تپرواین
 
M.T☺




​​



M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com