This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Saturday, April 2, 2016

خود پنداره ی منفی




رهایی از خود پنداره ی منفی


خود پنداره، تصوری است که هر شخص از خودش دارد. خود پنداره، یا مثبت است یا منفی.
در حالی که، خودپنداره ی مثبت حس غرور و ارزشمندی را به شخص القا می کند و عملکردش را در زندگی بالا می برد، با خودپنداره ی منفی حس حقارت و بی ارزشی به شخص غلبه می کند و لذت تجربه های تازه از وی سلب می شود. شخص نامطمئن به خویش، به مانند سربازی شکست خورده سر جا می ایستد و تسلیم روزگار می شود. پس شکی نیست، که رهایی از خودپنداره ی منفی برای زیستن در لحظه، کاملاً ضروری است.



خود پنداره

وقتی به دنیا می آییم، هنوز به وجود « من » واقف نیستیم و طبیعتاً پنداره ای از خودمان نداریم. قبل از این که به خودمان بیاییم و بفهمیم که من چیست یا کیست، دیگران تصور خودشان از من را به ما تلقین می کنند، منِ خوب، زلزله، خوشگل، باهوش و ... حرف هایی که راجع به خودمان می شنویم، تأییدها، نوازش ها، تشویق ها، تنبیه ها و سرزنش ها، هویت ما را در این دوره شکل می دهد. این تصویر انعکاسی طوری در دل و جان مان نفوذ می کند ،که تأثیرش اغلب تا پایان عمر همراه ما است.

بزرگتر که می شویم، شروع می کنیم به شناخت خود و تفکر درباره ی من. حالا می کوشیم با توجه به علایق و توانایی ها هویت تازه ای برای خودمان دست و پا کنیم. به این ترتیب، روی منِ دست و پا چلفتی کودکی را با هویت جدید می پوشانیم و به من ِ صنعتگر، هنرمند، تاجر، خلاق، عاقل و ... تبدیل می شویم. عوامل بیشماری در شکل گیری هویت در این مرحله اثر گذارند مانند: تحصیلات، قیافه، استعدادها، مهارت ها، دارایی، جایگاه اجتماعی، راه و رسم زندگی، شغل، روابط اجتماعی، ارزش ها، رویاها و ....
 پر واضح است که من در این دوران نیز از تأثیرات محیطی در امان نیست. در حقیقت، تصویری که اطرافیان و جامعه از شخص دارند، بر خودپنداره ی وی اثر بسزایی دارد و برحسب این که، این تصویر بر خودپنداره منطبق است یا نیست، می تواند باعث تقویت یا تضعیف آن شود. عواملی که به هویت مربوطند عبارتند از:
تصویر از خود: خودم را این گونه می بینم.
تصویر آرمانی: دوست دارم این جوری باشم.
تصویر آرمانی بازتابی: گمان می کنم اطرافیانم ( مادر، پدر، برادر، خواهر، دوست، همسر و ...) مایلند این جوری باشم.
تصویر نامطلوب: این موارد ... را در مورد خودم نمی پسندم.
تصویر بازتابی: اطرافیان گمان می کنند که خودم را این گونه می بینم.


تصویری که از خودمان داریم بر زندگی و روابط مان اثر گذار است،  هنگامی که خودپنداره ی مثبت از سوی جامعه و اطرافیان تأیید شود، سبب افزایش خودباوری شده، عزت و احترام را به ارمغان می آورد. برعکس، محصول خودپنداره ی مثبت تأیید نشده از سوی اجتماع، حس بی ارزشی، سرخوردگی و محرومیت از شأن و منزلت اجتماعی است. بنابراین بهتر است محیط و شرایط مناسب رشد خودپنداره خویش را بیابیم و ویژگی های ارزشمند وجود خودمان را در اختیار اشخاص ناآگاه قرار ندهیم، تا افسرده نشویم. به عنوان مثال یک نقاش نوگرا به سختی ممکن است در روستایی دورافتاده پیشرفت کند، زیرا مردم آن دیار درکی از هنر و استعدادش ندارند،بدیهی است که این هنرمند در شهری مدرن آسان تر پیشرفت می کند. می گویند حضرت عیسی (ع) در شهر خودش بیت اللحم قادر به شفای بیماران نبود، به دلیل فقدان ایمان و اعتقاد به آن حضرت.



تصویر شکسته

مسئله ی غم انگیز راجع به خودپنداره فروریختن آنی آن است، تصویری که سالها باعث افتخار است، گاه در یک لحظه از دست می رود. زیرا تصویر بیرونی همانند ساختمانی است که اسکلتش شرایط بیرونی است و در صورت حذف شرایط باورعمومی نیز فرو می ریزد. به عنوان مثال، فوتبالیست مشهوری که در یک مسابقه آسیب دید و به ناچار با دنیای ورزش خداحافظی کرد، باورهاش چنان درهم شکست ،که خودش را همانند کودکی ضعیف و ناتوان احساس می کرد.


 هنگامی که تصویر بیرونی از خودپنداره  فاصله می گیرد، شخص رنج و فشار زیادی را متحمل می شود و خودپنداره روز به روز تضعیف می شود ،شایسته است همیشه بین خودپنداره و تصویر بیرونی تعادل ایجاد کنیم و یا با قرص های ویتامین خودپنداره را تقویت کنیم، سه تا قرص ویتامینی که در این موارد توصیه می شود عبارتند از :
1- هر روز معیارها و ارزش های خودمان را بررسی کنیم، اگر هنوز عمیقاً به آن ها معتقد هستیم جای نگرانی وجود ندارد.
2- با خودمان و اطرافیان مهربان باشیم تا حس خوبی داشته باشیم. این احساس خوب را جایگزین حس احترام و شهرت کنیم.
3- هر روز خودمان را به چالش بکشیم و از خودمان بپرسیم « به راستی من کیستم؟» ، به زودی متوجه می شویم آن چه فکر می کردیم نیستیم، من فانی ، من واقعی نیست و خودپنداره ی سابق توهمی بیش نبوده است.« آه از دست صرافان گوهر ناشناس/ هر زمان خر مهره را با دُر برابر می کنند!»

******

به چالش کشیدن خویش این نکته ی مثبت را دربردارد، که از توهمات خالی شده، خود حقیقی مان را پیدا می کنیم، آن هنگام که با اصل خودمان رخ به رخ شدیم، می بینیم لازم نیست بابت از دست دادن نگران باشیم. بلکه بهتر است به ایفای ماهرانه نقش هایی که به ما واگذار شده بپردازیم و به نقشی دل نبندیم؛ زیرا شرایط موقتی است، اما من اصیل مانا است.


 
شما هیچ کدام از آن چیزهایی که در مورد خود فکر می کنید یا دیگران بر روی شما بازتاب می دهند، نیستید. اما با وجود این آماده باشید، تا با دیگران همراهی کنید و بهترین کاری را که از شما ساخته است انجام دهید!

 

زندگی در اینجا و اکنون: پروفسور کورت تپرواین
  M.T










M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com