This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Thursday, November 10, 2016

یک دختر با سکوتی بزرگ




سوژه داغ روزهای بارانیمی شه بیام زیر چترتون ، بله بله البته



پارمیس جان سلام، 
چطوری؟ امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشی. من هم خوبم و امیدوارم نامه‌ی کوتاهی برایت بنویسم، نه مثل پیتزای هشت قسمتی که پیک موتوری آن را خورد، یک نامه‌ی کوتاه درست مثل نامه‌ی چهار سال قبل. بنابراین یک‌راست می‌روم سر اصل مطلب و مرور اخبار مهم این هفته:

 پدر آسمانی
 این هفته را با قلبی آکنده از غم و چشمانی تر شروع کردم.
  
یک هفته گذشت، جمعه‌ی پیش منصورخان پورحیدری مربی اسبق تیم استقلال درگذشت. این بدترین خبری است که در چند سال اخیر شنیده‌ام، گویی پدرم را از دست داده‌ام. چقدر با استقلال پورحیدری خاطره داشتم.  کاش این خبر دروغ باشد، کاش! 
خداحافظ رئیس‌جمهور باراک اوباما، خیرمقدم جناب ترامپ
فروردین، اردیبهشت، خرداد، تیر، مرداد، شهریور، مهر، آبان و بـــــــــــوم بالاخره تمام شد. بالاخره تــــــــــــمام شد. چقدر تحمل کردم، چقدر سکوت کردم، اما بالاخره تمام شد.
وقتی خبر رئیس‌جمهوری آقای ترامپ اعلام شد، رسانه‌ها گفتند شوکه شدیم، انتظارش را نداشتیم. شوکه؟ چرا خودمان را گول بزنیم، تو که مرا بهتر می‌شناسی، اهل فیلم‌بازی کردن و ریاکاری نیستم، اینجا همه می‌دانستند که ترامپ رئیس‌جمهور است. نه این خبر مرا شوکه نکرد واقعاً انتظارش را داشتم، اما ناراحت چرا، بله بهرحال ناراحت شدم که ممکن است تمام آنچه در این چهار سال رشته‌ایم یک دفعه پنبه شود. 
این روزها که رسانه‌ها از انگیزه‌ی مردم ایالات متحده از انتخاب آقای ترامپ زیاد حرف میزنند سکوت می‌کنم. من هم حرف‌های زیادی داشتم، اما حرف زدن الآن چه فایده‌ای دارد؟ من که قریب هشت ماه سکوت کردم، شاید بهتر باشد اکنون نیز حرفی نزم. اما بدان از همان فروردین امسال که قسمت دوم نامه‌ام، که چند بند درباره‌ی آمریکا داشت، ارسال نشد، فهمیدم باید روزه‌ی سکوت بگیرم و همین طور هم شد. بیشتر اوقات نمی‌توانستم به وبلاگم متصل شوم و وقت‌هایی هم که متصل می‌شدم، مثل یک ماه قبل که قسمت دوم پیتزا را نوشتم، متنم ارسال نمی‌شد، آن روز به قدری افسرده شدم که تصمیم گرفتم دیگر هرگز ننویسم، حیف که طاقت نیاوردم و نوشتم. وای، نامه‌ام دارد طولانی می‌شود، خوب برویم زیر چتر ترامپ شاید جزایری شدیم.
بیاید زیر چتر ترامپ
آقای باراک اوباما رئیس‌جمهور بسیار خوبی برای ایالات متحده بود، شاید الآن مردم آمریکا متوجه نباشند که آقای اوباما چقدر خوب بود، اما شک ندارم که نام ایشان در فهرست رئیس‌جمهورهای برتر ایالات متحده ثبت خواهد شد، تاریخ ثابت خواهد کرد. 
درباره‌ی آقای ترامپ نظر خاصی ندارم. لحظه‌ای که مطلع شدم آقای ترامپ کاندیدای جمهوری‌خواه‌ها شده است، گفتم او برگ‌برنده‌ی جمهوری‌خواه‌هاست، زیرا پیشینه‌ی اقتصادی خوبی داشت و در چشم رسانه‌ها و مردم آمریکا بود. آقای ترامپ هم دقیقاً از همین موضوع استفاده کرد و برنده شد.
درخواست اینجانب از رئیس‌جمهور آینده‌ی آمریکا این است که اولاً به وعده و وعیدهایی که به مردم آمریکا داده است، وفادار و پایبند باشد و آنها را ناامید نکند. و دوم درباره‌ی پرونده‌ی هسته‌ای مرد باشد، ما می‌گوییم مرد است و قولش. ایشان گفته‌اند با این توافق‌نامه موافق نیستند، انگار فراموش کرده‌اند تعهد دولت آمریکا به ایران تعهد شخص اوباما نیست که بشود نقضش کرد، اعتبار و شرافت دولت و ملت ایالات متحده است. 
بنابراین تامادامی که ایران به مفاد توافق‌نامه‌ی هسته‌ای متعهد است، چه خوب است که آقای ترامپ که اقتصاد‌دان بسیار خوبی‌ است تمام هم و غم خود را متمرکز کند بر اصطلاح اقتصاد آمریکا در وهله‌ی اول و شکوفایی اقتصاد جهانی در مرحله‌ی بعد.

همچون چهار سال پیش آرزویم صلح و دوستی برای ملت آمریکا، ایران و تمام مردم دنیاست.
 پایدار و برقرار باشید
M.T





0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com