This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Monday, July 29, 2013

ای روشن خدا، در شب های پیوسته تاریخ




خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگاران

 از تو درشگفت هم نمی توانم بود     

که دیدن بزرگی ات را، چشم کوچک من بسنده نیست

 

تو، آن بلندترین هرمی که فرعون تخیل می تواند ساخت.

و من، آن کوچک ترین مور، که بلندای تو را در چشم نمی تواند داشت.

 

چگونه این چنین که بلند توجه بر زبر ما سوا ایستاده ای

درکنار تنور پیرزنی جای می گیری

و زیر مهمیز کودکانه بچگکان یتیم

 

پیش از تو، هیچ اقیانوسی را نمی شناختم

که عمــــــــــــــــــــود بر زمین بایســتد...

پیش از تو، هیچ خـــــدایی را ندیده بودم

که پای افزار وصــــله دار به پـــــا کند

و مشــــکی کهــــنـــــه بر دوش کشـــد

و بــــــــردگان را بــــــــــرادر باشــــد

آه ای خدای نیمه شب های کوفه تنــگ

 

ای روشن خدا

در شب های پیوسته تاریخ

ای روح لیله القـــدر

حتی اذا مطلع الفـجر

 

کدام وام دار تریـــــد؟

دین به تو، یا تو بدان؟

مرحبا به بازوان اندیشه و کردار تو

 

دری که به باغ بینش ما گشوده ای

هزار بــــار خیبـــــری تر اســــت

 

شعر سپــــید من ، روسیــــــاه ماند

که در فضای تو، به بی وزنی افتاد

هر چــند کلام از تو وزن می گیرد

وسعت تو را، چگونه در سخن تنگ مایه گنجانم؟

 

تو را در کدام نقطه باید به پایان برد؟

در کدامین نقطه کلام مربوط به تو را باید پایان داد؟

وسعت تو را، چگونه در سخــــن تنگ مایه گنجانم؟

 

آیا خدا نیز در تو به شگفتی نمی نگرد؟

فتبارک الله ، تبـــارک الله

تبارک الله احسن الخالقین




                           به امید برآوردن شدن تمامی آرزوها

                                    التماس دعا M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com