This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Saturday, August 23, 2014

LOVE NOTE



سلام ، چطورید ؟
_________________________________
یادآوری
خانم و آقای جونز اغلب در خانه می مانند
Mr and Mrs Jones often stay at home.
اما شنبه گذشته آنها به سینما رفتند
But they went to the cinema last Saturday
وقتی آنها به خانه می راندند ، در خیابان زنی را دیدند
When they drove home, they saw a woman on the road.
او می دوید و شوهرش دنبالش می دوید
She was running and her husband was running after her
زیرا آخرین نفر همیشه ظرفها را در خانه می شست
Because the last one washed the dishes at home.
_________________________________________

تمرین دیروز

جان و مادرش در خانه ای بزرگ زندگی می کردند
John and his mother lived in a big house
بعد مادرش درگذشت
Then his mother died
جان یک خانه ی کوچکتر خرید
John bought a smaller house
مردان آمدند ، اسبابش را به آن ( خانه ی جدید) بردند
The men came to take his furniture to it
سپس پسر کوچولویی گفت: « مرد احمق، چرا یک ساعت مچی نمی خری؟"
Then a small boy said," why don't you buy a watch, stupid man?"
جان و دوستش ساعت را به خانه ی جدیدش حمل کردند
John and his friend carried the clock to his new house.
__________________________________________________

Love note

   Two soldiers were in camp. The first one's name was George, and the second one's name was Bill. George said," Have you got a piece of paper and an envelope, Bill?"

   Bill said, " Yes, I have," and he gave them to him.
Then George said, " Now I haven't got a pen." Bill gave him his, and George wrote his letter. Then he put it in the envelope and said, " Have you got a stamp, Bill?" Bill gave him one.

   Then Bill got up and went to the door, so George said to him, " Are you going out?"
   Bill said," Yes, I am," and he opened the door.
   George said," Please put my letter in the box in the office, and..."
He stopped.
   " What do you want now?" Bill said to him.
George looked at the envelope of his letter and answered, " What your girl-friend's address?"

یادداشت عاشقانه

دوتا سرباز در اردوگاه بودند ، نام اولی جرج بود و دومی بیل. جرج گفت :« بیل ، کاغذ و پاکت نامه داری؟" بیل گفت :« بله ، دارم .» و آنها را به او داد

بعد جرج گفت : « من خودکار ندارم .» بیل یک خودکار بهش داد، جرج نامه اش را نوشت و آن را در پاکت گذاشت و گفت :« بیل تمبر داری ؟» بیل یک تمبر به او داد. سپس بیل برخاست و به سمت در رفت. جرج به او گفت:« داری می ری بیرون؟ » بیل گفت :« آره » و در را باز کرد

جرج گفت :« پس لطف کن و نامه ی من را در صندوق اداره بینداز و...»
او ایستاد
بیل بهش گفت :« دیگه چی می خواهی ؟ » جرج به پاکت نامه نگاه کرد و جواب داد :« آدرس دوست دخترت را ؟»
_______________________________________


تمرین

جرج یک قطعه کاغذ و یک تمبر به بیل داد
جرج یک تمبر از بیل گرفت
جرج می خواست بیل نامه اش را به اداره ببرد
بیل یک دوست دختر داشت
جرج می خواست به دوست دختر بیل نامه بنویسد
________________________________________

I have & I've got

من خودکار ندارم      I haven't got a pen

این دو معادل هم هستند ، بنابراین می توانیم بگوییم I have a car یا I've got a car
برای منفی کردن همان طور که می بینید بعد از have از not استفاده می کنیم و برای سوالی کردن ، have را اول جمله می آوریم
Have you a pen?
Have you got a pen?
سوم شخص
Sarah has a headache.
Sarah has got a headache.

فرم خلاصه
I have got a letter
I've got a letter

He has got a house
He's got a house.

_________________________________________________

May we always remember
 how nice it is to find an unexpected LOVE NOTE.
 
خدا کند همیشه به خاطر داشته باشیم
پیدا کردن یادداشت عاشقانه ی غیر منتظره چقدر خوب است
_______________________________________________


واژه ی  کلیدی امروز camp است
اسم
camp اردوگاه ، اردو ، چادر
campaign عملیات ( جنگی ) ، مبارزه ، فعالیت
campaigner مبارز
camper اردو نشین ، اردو زن ، کاروان ، اتومبیل کمپینگ
camping اردو زنی ، اردو زدن ، چادر زدن
campsite اردوگاه توریستی
campusمحوطه ی دانشگاه ، پردیس
tent چادر
envelope پاکت نامه
date قرار ، وعده ، دوست دختر، دوست پسر ، طرف
steady دوست دختر یا دوست پسر
girlfriend دوست دختر، دوست
stamp تمبر، مهر ، اثر ، نشان ، رد ، پای کوبی
pen قلم ، خودکار، خودنویس ، نوشته ، نویسندگی
address نشانی ، سخنرانی ف بیان
GI سرباز آمریکایی
_____________________________________
فعل
to campاردو زدن ، چادر زدن ، در اردو به سر بردن
to campaign مبارزه کردن
to address نشانی نوشتن روی ، سخنرانی کردن برای ، مخاطب قرار دادن
to envelop پیچیدن ، پوشاندن ، پنهان کردن
to date قرار ملاقات گذاشتن ، ( عامیانه ) با کسی بیرون رفتن
to pen نوشتن
to stamp پای بر زمین کوبیدن ، پای کوبان راه رفتن ، اثر گذاشتن ، سرکوب کردن
___________________________________
stamp duty هزینه ی تمبر، مالیات تمبر
stamped addressed envelope
پاکت تمبر خورده و آدرس دار
_______________________________________

Good luck
M.T




M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com