This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Monday, August 25, 2014

Show me the right way


ســــــــــــــــــلام ، در جستجوی ماجرا هستید؟


______________________________________
یاد آوری
Jimmy is six years old.
جیمی شش ساله است
He often goes to the swimming pool with his mother.
او اغلب با مادرش به استخر می رود
He likes swimming.
او از شنا کردن خوشش می آید
Jimmy has never been to the sea before.
جیمی هرگز قبلاً دریا نبوده است ( نرفته است
Jimmy, his father and mother went to the sea in their car.
جیمی و پدر و مادرش با ماشینشان به دریا رفتند
Jimmy asked, " which is the shallow end?"
جیمی پرسید : « انتهای قسمت کم عمق کدومه ؟
______________________________________
تمرین دیروز
General Pershing was a British officer.
تیمسار پرشینگ یک افسر بریتانیایی بود
Some people put up a statue of him in his home town.
بعضی از مردم مجسمه ی او را در شهر زادگاهش گذاشتند
There was a school near the statue.
یک مدرسه نزدیک تندیس بود
The boys at school always said," Good morning, Pershing"
پسران مدرسه همیشه می گفتند : « صبح بخیر پرشینگ
The little boy was walking with his mother.
پسر کوچولو با مادرش قدم می زد
The little boy thought , " Pershing is the horse."
پسر کوچولو فکر می کرد : اسبِ پرشینگ است
_________________________________________

​pixabay, cc

Show me the right way

   Jake worked in an office in a small town. One day his boss said to him, " Jack , I want you to go to Manchester, to an office there, to see Mr Brown . Here's the address."

   Jack went to Manchester by train. He left the station, and thought, " The office isn't far from the station. I'll find it easily."

   But after an hour he was still looking for it, so he stopped and asked an old lady. She said," Go straight along this street, turn to the left at the end , and it's the second building on the right." Jack went and found it.

   A few days later he went to the same city, but again he did not find the office, so he asked someone the way. It was the same old lady! She was very surprised and said, " Are you still looking for that place?"

مسیر درست را به من نشان بده

جک در دفتری در یک شهرستان کوچک کار می کرد . روزی رئیسش به او گفت :« جک ، می خواهم به اداره ای در منچستر بروی و آقای براون را ببینی ، این هم آدرسش

جک با قطار به منچستر رفت . از ایستگاه که بیرون آمد ، فکر کرد : « دفتر خیلی از ایستگاه دور نیست ، به آسانی پیداش می کنم

اما بعد از گذشت یک ساعت او هنوز داشت می گشت ، بنابراین ایستاد و از بانوی مسنی آدرس را پرسید . خانم گفت :« مستقیم خیابان را جلو برو ، انتهای خیابان بپیچ دست چپ ، اون  دومین ساختمانِ دست راسته .» جک رفت و آنجا را پیدا کرد

چند روز بعد جک دوباره به همان شهر رفت ، اما دوباره نتوانست آن اداره را پیدا کند ، بنابراین دوباره راه را از کسی پرسید . او همان بانوی مسن بود !!! خانم خیلی تعجب کرد و گفت :« هنوز داری دنبال همون جا می گردی ؟ ( هنوز پیداش نکردی !!!!!!  جک چند روز داشت دنبال آدرس می گشت چون نقشه گوگل نداشت ؟؟؟

_______________________________________________
تمرین

جک در اداره ای در یک شهرستان بزرگ کار می کرد
رئیس جک می خواست او به منچستر برود
جک آدرس اداره در منچستر را نداشت
جک نتوانست اداره را به آسانی پیدا کند
چند ماه بعد جک دوباره به منچستر رفت
بعد چه اتفاقی برای جک افتاد؟
او دوباره از همان بانوی مسن راه را پرسید

______________________________________

pixabay,cc


May we Seek
Adventure together.

خدا کند ما با یکدیگر در جستجوی
ماجرا باشیم

________________________________________

Listen ! I think the telephone is ringing
گوش کن! فکر می کنم تلفن داره زنگ می زنه

حال استمراری

جیمی الان مشغول شناکردن است
Jimmy is swimming now

ساختار
Subject + am, is , are + verb + ing

فعل to be زمان حال : am, is , are به همراه فعل ing دار زمان حال استمراری را می سازند

منفی
Jimmy is not ( isn't) swimming now
جیمی الان شنا نمی کند
برای منفی کردن این زمان بعد از فعل to be یک not می گذاریم

سوالی
Is Jimmy swimming now?
الان جیمی شنا می کند؟
برای سوالی کردن کافی است جای مبتدا ( فاعل ) را با فعل to be عوض کنیم


   
موارد استفاده

زمان حال استمراری در موارد زیر به کار می رود

صحبت از کارهایی که در همین لحظه ( right now, now , just now , at the moment , at the present , ...) برای مدتی استمرار دارند.

The sun is shining
خورشید می درخشد
It's raining
باران می آید
I'm writing now
حالا دارم می نویسم


کاری که در مقطعی در زمان حال ( امروز ، این هفته ، این ماه ، امسال و... ) مدتی ادامه دارد

I'm reading a funny story this week
این هفته دارم یک کتاب بامزه می خوانم
She's learning tennis this summer
او این تابستان داره تنیس یاد می گیره

برای بیان اوضاع در حال تغییر

it's getting colder and colder everyday
هوا هر روز داره سردتر و سردتر می شه

برای کارهایی که با برنامه ریزی و با قصد قرار است در آینده ی نزدیک انجام شوند

I'm watching movie on Friday
جمعه می خواهم یک فیلم تماشا کنم

شکایت ها و افراط ها را هم با حال استمراری و always بیان می کنیم

Jason is always losing his teddy bear
جیسون همیشه خرس عروسکیش را گم می کند

___________________________________________
واژه ی امروز Boss است
اسم
Boss رئیس ، کارفرما ، آقا بالاسر
___________________________________
صفت
Bossy ریاست طلب ، رئیس مأب ، مستبد
Surprised شگفت زده ، متعجب
______________________________
فعل
to boss ریاست کردن ، دستور دادن ، امر و نهی کردن
to look نگاه کردن ، به نظر آمدن ، جستجو کردن
to look for جستجو کردن ، دنبال چیزی گشتن
look at بررسی کردن
look after مراقبت کردن
look back به گذشته برگشتن
look forward to بی صبرانه منتظر بودن
___________________________________
 to look forward to
واژه ی to در آخر اصطلاح look forward to حرف اضافه است ، بنابراین فعلی که بعد از آن می آید ، باید با ing  باشد ( قبلاً گفته بودیم بعد از حرف اضافه فعل با ing می آید

I'm looking forward to seeing you
بی صبرانه منتظر دیدن شما هستم
______________________________________________

Turn to the left بپیچ به چپ
Turn to the right بپیچ به راست
on the right دست راست
on the left دست چپ
Straight مستقیم
________________________________________

Best Ways
M.T



​​

M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com