This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Thursday, September 25, 2014

​ The bad writing



سلام

__________________________
یادآوری
Mr and Mrs. Richards lived in a comfortable house near the sea.
خانم و آقای ریچاردز در خانه ای راحت نزدیک دریا زندگی می کردند
Every summer many their relatives used to come and stay there for a long time.
هر تابستان بسیاری از بستگانشان عادت داشتند بیایند و برای مدتی طولانی آنجا بمانند
Mr. Richards didn't like it, and complained to an intelligent friend.
آقای ریچاردز این را دوست نداشت و نزد دوستی باهوش شکایت کرد
His friend told him how to stop visitors.
دوستش بهش گفت چطور  جلوی آمدن میهمانان را بگیرد
You should borrow money from your rich relatives and lend money to your poor ones,
شما باید از خویشاوندان دارا پول قرض بگیرید و به بستگان فقیرتان بدهید
 after that none of them come again.
بعدش هیچکی برنمی گردد
________________________
​تمرین ​دیروز

جورج فقط با مردمی که کم هوش تر از او بودند بحث می کرد
George only argued with people who were less clever than he was
مردم نادان آنچه را که او می گفت می فهمیدند، زیرا او خیلی واضح صحبت می کرد
Stupid people understood what he said because he spoke very clearly
مردم ابله اعتقاد داشتند که همیشه حق با آنهاست
Stupid people believed that they were always right
جورج از مردم نادان به خنده می افتاد
George was sometimes amused by stupid people
مرد احمق فکر می کرد که جورج و او هر دو در اشتباهند
The stupid man thought that both he and George were wrong
جورج زود فراموش کرد آنچه را که مرد گفته بود
George soon forgot what this man had said
______________


You're just too good to be true

تو خوب تر از آنی که حقیقت داشته باشی

Shaun find eye contact is crucial in attracting a partner.

شاون خوب می داند که نگاه چه قدر
در جذب طرف مقابل مهم است

from " The joy of Shaun"
_________________________


The bad writing

Pat came over from Ireland to England with his wife one year to find work. He got quite a good job with a building company, and as he did not drink or smoke , he saved up quite a lot of money.

His wife's parents were still in Ireland , and one day she got a telegram to say that her mother was ill, so Pat gave her some money and she went to Ireland to see her.

After a week, Pat wanted to write a letter to her, but he could not read or write very well, so he went to his priest and asked him to do it for him. Pat told the priest what he wanted to say, and the priest wrote it down. After a few minutes Pat stopped , and the priest said, " Do you want to say any more?'
'Only, " Please excuse the bad writing and spelling",' Pat said.

بد خطی

یک سال پت با همسرش برای پیدا کردن کار از ایرلند به انگلستان آمد، او کار خوبی در شرکت ساختمان سازی گرفت و چون  اهل مشروب یا سیگار نبود ، پول فراوانی پس اندار کرد

والدین همسرش هنوز در ایرلند بودند ، و یک روزی همسرش تلگرافی دریافت کرد که می گفت  مادرش مریض است ، بنابراین پت به خانمش مقداری پول داد و او برای دیدن مادرش به ایرلند رفت

پس از یک هفته ، پت خواست نامه ای برایش بنویسد، ولی او نمی توانست خیلی خوب بخواند یا بنویسد ، بنابراین  نزد کشیش رفت و از او خواست این کار را برایش انجام دهد. پت آنچه را می خواست بگوید به کشیش گفت و کشیش آنها را نوشت

چند دقیقه بعد ، پت ساکت شد، کشیش گفت :« می خواهی چیز دیگری بگویی؟
پت گفت: « فقط ، لطفاً منو ببخش به خاطر خط بد و غلطهای املایی

______________________
​تمرین

پت همسرش را با خودش به انگلستان آورد
او همه ی پولهایش را خرج نمی کرد
مادر خانمش هم به انگلستان آمد ، چون بیمار بود
پت برای دیدن مادر خانمش رفت ، چون او ( مادر خانم ) بیمار بود
پت بعد از یک هفته نامه ای به همسرش نوشت
او از همسرش خواست دست خط بد و غلطهای املایی کشیش را ببخشد
________________

وازه کلیدی امروز priest است

اسم

Priest کشیش ، روحانی
 priestess روحانی زن
 priesthood مقام کشیشی ، کشیش ، کشیشان
 minister وزیر ، کاردار ، کشیش
the clergy  کشیشان
clergyman کشیش ، مرد روحانی
ministry  روحانیت ، وزارت ، وزارتخانه ، هئیت دولت ، وزرا، پیشه ی کشیشی
save در فوتبال : نجات دروازه
 saving صرفه جویی ، راه صرفه جویی
 spelling هجی

 savings پس انداز
hand writing دستخط
chaplain پدر روحانی
________________________
فعل
to minister کمک کردن ، خدمت کردن
to save پس انداز کردن ، ذخیره کردن ، صرفه جویی کردن
to spell هجی کردن
_______________________________
صفت
ministerial وزارتی ، مربوط به وزارت یا وزرا
________________________________________


آغاز سال تحصیلی جدید بر همه ی دانش آموزان گرامی باد

​Pretty hand writing
M.T




M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com