This blog is about books, eBooks , my memories and tragic accidents.

Wednesday, May 20, 2015

گرمای دوستی



 صبح بخیر، یک پنج شنبه و جمعه ی دیگر آمد
                                            به امید لحظاتی رویایی  و ساعاتی به یادماندنی



« گاهی شعله ی درون ما کم سو می شود اما انسانی دیگر در آن می دمد و شعله ورش می سازد؛ هر یک از ما باید سپاسگزار کسی باشیم که این شعله را دوباره روشن می کند.
                                                                                    آلبرت شوایتزر»

______________________________
_________


I've been writing this letter for two weeks, and I think it's about long enough. Never say, Daddy, that I don't give details. I wish you were here, too; we'd all have such a jolly time together . I like my different friends to know each other . I wanted to ask Mr. Pendleton if he knew you in New York--I should think he might; you much move in about the same exalted social circles, and you are both interested in reforms and things--but I couldn't, for I don't know your real name.
It's the silliest thing I ever heard of, not to know your name. Mrs. Lippett warned me that you were eccentric. I should think so!
Affectionately, Judy

PS. On reading this over, I find that it isn't all Stevenson. There are one or two glancing references to Master Jervie.
اسم

reform  بهسازی، بازدید

صفت

exalted عالی
eccentric غیر عادی ، عجیب و غریب


فعل
reform بهسازی کردن، ترمیم کردن



نگارش این نامه دو هفته طول کشید. فکر می کنم به اندازه ی کافی طولانی باشد، دیگر نمی توانید فکر کنید که من همه چیز را نمی نویسم.

کاش شما هم اینجا بودید . حتماً خیلی به ما خوش می گذشت. دلم می خواهد که دوستان من همه یکدیگر را بشناسند.

می خواستم از آقای پندلتون بپرسم که شما را در نیویورک می شناسد یا نه؟ فکر کنم شما را می شناسد. چون به قرار معلوم محیط کار اشرافی هر دوی شما باید در یک سطح باشد.

می خواستم بگویم که هر دو به اصطلاحات علاقه دارید. اما نمی توانستم این سئوال را بپرسم چون اسم واقعی شما را نمی دانستم.

نداستن اسم درست شما خیلی مسخره است. تاکنون چنین چیزی برایم پیش نیامده است. خانم لیپت به من گفته بود که شما عقاید بخصوصی دارید. حالا باورم می شود.

با تقدیم احترام
جودی

 پیوســـــت نامه ) هنگامی که داشتم نامه را در مرتبه  دوم می خواندم دیدم همه درباره ی استیونسن نیست ، بلکه چندین مرتبه هم به آقای جروی اشاره شده است


_______________________________________





M.T

0 comments:

Post a Comment

Recent Posts

My Blog List

Blog Archive

Powered by Blogger.

Text Widget

Copyright © iIslandbooks | Powered by Blogger

Design by Anders Noren | Blogger Theme by NewBloggerThemes.com